مطالب روانشاسی و مشاوره تربیتی کودکان

علائم بلوغ زودرس در کودکان

بلوغ طبیعی در حدود سن ۱۰ الی ۱۱ سالگی اتفاق می‌افته. با این وجود، کودکانی هستند که از نظر فیزیکی واحساسی زودتر به این مرحله می‌رسند. وقتی که کودک قبل  از سن ۷ الی ۸ سالگی (برای دختران) و سن ۹ سالگی (برای پسران) به این مرحله برسه، بلوغ زورس یا بلوغ نابهنگام رخ داده. گرچه این امر ممکنه بی‌ضرر به نظر برسد، اما محققان بر این باورند که بلوغ زودرس منجر به بروز برخی از مشکلات مرتبط با سلامت جسم و روان می‌گردد.

در این مقاله از راهنمای والدین آرمیک سافت به علائم، نحوه درمان، غذاهایی که باعث بلوغ زودرس می‌شوند و رویارویی با این پدیده می‌پردازیم.

علائم بلوغ زودرس در کودکان

علائم بلوغ زودرس در دختران

علائم بلوغ زودرس واقعی در دختران که پیش از سن ۷ الی ۸ سالگی رخ می‌دهد، عبارتند از:

  • بزرگ‌شدن سینه‌ها
  • رشد موهای بدن و زیربغل
  • شروع قاعدگی
  • بو بدن

علائم بلوغ زودرس در پسران

علائم بلوغ زودرس در پسران که پیش از سن ۹ سالگی رخ می‌دهد عبارتند از:

  • بزرگ شدن بیضه‌ها یا آلت مردانه
  • رشد موهای بدن، زیربغل یا صورت
  • رشد بیش از حد اندام‌ها در مدت زمان کوتاه
  • کلفت شدن صدا
  • بروز آکنه
  • بوی بدن

در بسیاری از کودکان فقط برخی از علائم بلوغ زودرس آشکار می‌شه. به عنوان مثال، در برخی از دختران و پسران فقط موی اندام‌های بدن و زیربغل رشد می‌کنه و هیچگونه علائمی از بلوغ جنسی بروز نمی‌کنه.

رشد زودرس موها شاید ناشی از مشکلات نهفته (تومور) نبوده و فقط بلوغ زودرس نسبی در نظر گرفته بشه. دیگر علائم بلوغ در اینگونه کودکان بعدها و در سن معمول بلوغ بروز می‌کنه.

علائم بلوغ زودرس در پسران

دلایل بلوغ زودرس در کودک

گرچه دلایل دقیق شروع بلوغ زودتر از زمان معمول قطعی نیستند، اما برخی از پزشکان متخصص بلوغ معتقدند عوامل زیر منجر به بلوغ زودرس می‌شه:

  • ژنتیک (بلوغ زودرس ۵٪ از پسران و ۱٪ از دختران ناشی از مسائل ژنتیکی هستش)
  • بروز مشکلات تغذیه ناشی از چاقی
  • دلایل محیطی یا شیمیایی
  • مشکلات ساختاری در مغز یا آسیب‌ به سیستم عصب مرکزی
  • مشکل تخمدان یا غده تیروئید، از قبیل تومور

معمولاً شروع بلوغ به مشکلات پزشکی مرتبط نمی‌شه. اساساً دلایل شناخته شده‌ی قطعی برای اون وجود نداره.

دلایل بلوغ زودرس در کودک

مضرات بلوغ زودرس

بلوغ زودرس عواقب فیزیکی، احساسی و اجتماعی متعددی به همراه داره. البته هر کودک عبور از این مرحله را به گونه‌ایی متفاوت تجربه می‌کنه.

توقف رشد کودک: شاید کودکی که در حال گذار از دوره بلوغ هستش در مقایسه با همسالانش بلندتر باشه. اما رشد اون پس از بلوغ متوقف می‌شه. این بدان معناست که بلوغ زودرس مانع تکمیل ظرفیت رشد می‌گرده، زیرا اسکلت بدن کامل شده و رشد استخوان‌ها پیش از موعد مقرر متوقف می‌شه.

تغییرات رفتاری در کودکان: بلوغ زودرس در دختران با زودرنجی، فوران احساسی و بدخلقی همراه هستش. احتمالاً پسران هم نیاز جنسی نامتناسب با سن خود و در عین حال رفتارهای پرخاشگرانه رو تجربه می‌کنند، که قطعاً از مضرات بلوغ زودرس در پسران محسوب می‌شه.

آزار جسمی یا کلامی از سوی دیگران: هنگامی که سینه‌های یک کودک رشد می‌کنه یا قاعدگی رو تجربه می‌کنه، شاید کودکان هم‌سن متوجه نشده یا درک نکنند که چه اتفاقی رخ در حال وقوع هستش. اما کودکان بزرگ‌تر اگر دریابند که کودکی کوچک‌تر از آن‌ها در حال رشد فیزیکیه، عموماً کنجکاو می‌شوند. بسیاری از کودکانی که دچار بلوغ زودرس شده‌اند، به ویژه دختران، از آزار جنسی یا کلامی کودکان بزرگ‌تر در مدرسه شکایت کرده‌اند.

نرخ بالاتر افسردگی و اضطراب کودک: میزان افسردگی و اضطراب کودکانی که بلوغ زودرس رو تجربه کرده‌اند در مقایسه با همسالان دیگر بالاتر هستش. این تاثیر دائماً در دختران مشاهده می‌شه، اما یافته‌ها درباره پسران اطمینان‌بخش نیست. شاید آنچه نگران کننده به نظر می‌رسه این باشه که افزایش خطر افسردگی و اضطراب تا سن بزرگسالی همراه اون‌هاست.

علائم بلوغ زودرس در دختران

مضرات بلوغ زودرس در دختران

عزت نفس پایین‌تر و تصویر ذهنی ناخوشایند نسبت به بدن: دخترانی که زودتر بالغ می‌شوند، در مقایسه با دخترانی که به موقع یا دیرتر به سن بلوغ می‌رسند، از عزت ‌نفس پایین‌تری برخوردارند و تصویز ذهنی ناخوشایندی نسبت به اندام‌های خودشون دارند. اما پسرانی که زود به سن بلوغ می‌رسند از این تاثیرات منفی به دور هستند.

افزایش خطر استفاده از مواد مخدر: همچنین خطر استفاده از مواد مخدر در دختران و پسرانی که بلوغ زودرس رو تجربه می‌کنند، بیش‌تر هستش. به طور ویژه به نظر می‌رسه احتمال سیگار کشیدن در کودکانی که دچار بلوغ زودرس شده‌اند، در مقایسه با همسالانی که دیرتر یا به موقع بلوغ را تجربه می‌کنند، بیشتر هستش. برخی از مطالعات حاکی از آن است که خطر استفاده از مواد مخدر در اوایل بیست سالگی آن‌ها افزایش پیدا می کند.

مضرات بلوغ زودرس در پسران

فعالیت جنسی زودرس: در مقایسه کودکان همسن مشخص شد که بلوغ پیش از موقع، کودک رو در معرض خطر فعالیت‌های جنسی زودرس قرار می‌ده. برخی از مطالعات نشان می‌دهند که بلوغ زودرس، دختران رو به سمت بی‌بند و باری جنسی هدایت می‌کنه. متاسفانه، فعالیت جنسی زودرس و بی‌بند و باری جنسی خطر بارداری در نوجوانی را بالا می‌بره. بارداری در سن نوجوانی زمینه مواردی از قبیل، ترک تحصیل، درآمد کم‌تر در طول زندگی و داشتن فرزند بیشتر در نوجوانی رو افزایش می‌ده.

دستاوردهای تحصیلی ضعیف‌تر: در نهایت، محققان دریافتند دخترانی که بلوغ زودرس رو تجربه می‌کنند، در مقایسه با همسالان خود، عملکرد ضعیف‌تری در مدرسه دارند. کاهش دستاوردهای تحصیلی تا سال‌های دبیرستان و حتی بعدتر هم ادامه پیدا میکنه. مثل  یافته‌های مربوط به عزت نفس و تصویر ذهنی نسبت به بدن، کاهش دستاوردهای تحصیلی فقط به دختران محدود می‌شه؛ و پسران فارغ از سن بلوغ در مقاطع تحصیلی مختلف عملکرد خوبی دارند. برای مواجه با شکست کودکان قبلا راهکارهایی معرفی کردیم.

درمان بلوغ زودرس

آزمایشات و درمان‌های مربوط به تشخیص بلوغ زودرس

چنانچه علائم بلوغ زودرس را در کودک خود مشاهده کردید، بدون هیچگونه تردید و اتلاف وقت با پزشک متخصص بلوغ زودرس مشورت کنید. در این زمینه می‌توانید به دکتر خیراندیش از متخصصان بلوغ زودرس مراجعه کنید. احتمالاً پزشک شما برای تشخیص علاوه بر معاینات فیزیکی، آزمایشات مرتبط رو تجویز می‌کند.

عکسبرداری با اشعه ایکس برای بررسی استخوان‌های دست و مچ انجام می‌شود تا مشخص شود که استخوان‌ها در حال بلوغ سریع هستند یا خیر، و آزمایش خون و ادرار برای بررسی میزان هورمون‌های جنسی تجویز می‌گردد.

سی‌تی‌اسکن مغزی یا ام‌آر‌آی هم برای غیرمحتمل شمردن تومور مغزی، تومور تخمدانی یا بیضه‌ایی تجویز می‌شود. شاید کودک شما باید برای ارزیابی‌های بیشتر و درمان به متخصص رشد و اختلالات هورمونی ارجاع داده بشه.

از آنجایی که در اغلب موارد دلیل شناخته شده‌ایی برای بلوغ زودرس وجود نداره، اغلب درمان توصیه نمی‌شود.

اگر بلوغ زودرس تشخیص داده شد، شاید هدف درمان عوامل نهفته (مثل تومور) و یا هورمون درمانی برای کاهش ترشح هورمون‌های جنسی باشه. هر دوی این اهداف برای توقف یا مقابله با رشد جنسی زودرس موثر هستش، این اهداف بلوغ و رشد سریع استخوان‌ها که ناشی از بلوغ زودرس است رو به تاخیر می‌اندازه.

نحوه حمایت از کودکانی که بلوغ زودرس را تجربه می‌کنند

شما باید با ارائه توضیحاتی ساده و صادقانه در زمینه بلوغ زودرس و اتفاقاتی که برای بدن او رخ می‌ده ازش حمایت و مراقبت کنید. راهنمایی‌های زیر رو در اختیار اون قرار بدید:

نوع تغییراتی که براش رخ می‌ده و آنچه در انتظار اوست رو براش شرح بدید.

بهش توضیح بدید که این تغییرات طبیعی بوده و برای کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان هم اتفاق می‌افتد.

در صورت لزوم برنامه‌های درمانی، اطلاعات کافی را در اختیار او قرار دهید.

حتماً مراقب علائم زیر باشید:

  • آزار جنسی و کلامی
  • نمرات ضعیف
  • مشکلات در مدرسه
  • عدم علاقه به فعالیت‌های روزانه
  • رفتارهای انزواطلبانه یا افسردگی

هدف از ایجاد محیط حمایتی این است که در صورت بروز مشکلات فیزیکی، احساسی یا اجتماعی مرتبط با بلوغ زودرس کودک تشویق شود تا به والدین خود پناه آورد. درباره تغییرات ظاهری او اظهار نظر نکنید.

از آنجایی که شرکت در فعالیت‌های ورزشی به افزایش عزت نفس گره خورده، کودک خود را تشویق کنید تا در فعالیت‌های ورزشی یا فعالیت‌های مدرسه شرکت کند، اینگونه فعالیت‌ها با تاثیرات منفی ناشی از بلوغ زودرس مقابله می‌کند.

چنانچه تصور می‌کنید کودک شما در گذار از تغییرات پیش آمده  متحمل لحظات دشواریست به متخصصان یا مشاوران بلوغ زودرس مراجعه کنید.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما بهترین روش برای کنترل و درمان بلوغ زودرس چیه؟ نظرات و پیشنهادات خودتون رو حتما برای ما بنویسید.

۷ ایده برای سرگرم کردن بچه‌ها درون خانه

گاهی در روزهای بارانی، روزهای برفی یا روزهای خیلی گرم امکان بیرون رفتن بچه‌ها وجود نداره، و مجبورند که در خونه بمونند. تمام این‌ها به این معنا نیست که بچه‌ها سرگرم نباشند، اما در عین حال مجبور نیستید اجازه دهید خونه رو هم به هم بریزند.

فعالیت‌های جالب درون خونه باعث می‌شه تا مشغول و شاد باشند، و در حالی که والدین مشغول کارهای خودشون هستند به طور مستقل بازی کنند. این ایده‌ها راهکارهای مناسبی برای والدینی است که دوست دارند کودکانشان در روزهای بارانی درون خونه مشغول باشند. با آرمیک سافت همراه بشید تا هفت ایده جالب برای سرگرم کردن بچه ها یاد بگیرید.

۷ ایده برای سرگرم کردن بچه‌ها درون خانه

اجرای نمایش عروسکی برای سرگرمی بچه ها

کودکان بازیگر متولد می‌شوند. حتی کودکان خجالتی می‌تونند برای والدین، دوستان نزدیک یا خودشان لباس عروسکی بپوشند. این نمایش‌ها می‌توانند با جزئیات اجرا شوند، گاهی برای اجرا به کمک والدین خود نیاز دارند! به همین دلیل گاهی نمایش عروسکی تبدیل به یک نمایش واقعی می‌شه.

عروسک‌ها از مزایای بسیاری برخوردارند. آن‌ها هم برای کودکان تنها و هم برای چند کودک خوب هستند. آن‌ها خلاقیت بچه‌ها را شکوفا می‌کنند، همچنین به کودکان کمک می‌کنند تا سازماندهی کنند و به فانتزی‌های خود جامه عمل بپوشانند. عروسک‌ها به کودکان خجالتی اجازه می‌دهند تا برای تماشاچیان خود نمایش اجرا کنند. علاوه بر این کودکان می‌توانند عروسک درست کنند، پس اولاً یک پروژه هنری است و بعد یک نمایش.

اجرای نمایش عروسکی برای سرگرمی بچه ها

درست کردن عکس‌های هنری و آلبوم عکس با بچه ها

بچه‌ها حتی دلتنگ وقایع هفته گذشته می‌شن. آن‌ها دوست دارند خاطرات خودشون رو یادآوری کنند، پس اینگونه فعالیت‌ها باعث می‌شه که خاطرات ارزشمند خودشون رو حفظ کنند. اگه قرار هستش فرزندتون هنگامی که شما مشغول انجام کارهایتان هستید عکس یا آلبوم هنری درست کنه، یا باید نوجوان باشه، یا اگر بسیار کوچیکه باید زمانی را در طی روز به کار با او اختصاص بدید.

بچه‌های کوچک نمی‌تونند به تنهایی پروژه آلبوم عکس هیجان‌انگیز یا عکس‌های هنری رو تکمیل کنند اما می‌تونید با توجه به سن اون‌ها فعالیت‌ها رو درجه‌بندی یا کارها در سطح خودشان برنامه‌ریزی کنید. بچه‌ها عاشق نگاه کردن به عکس‌های خانوادگی هستند، بنابراین اجازه بدید به آلبوم عکس‌های قدیمی دسترسی پیدا کنند و عکس‌های محبوبشون رو بردارند. برای کودکان بزرگ‌تر فرصت‌های بیشتری فراهم هستش. شما می‌تونید براشون ابزار مخصوص بریدن و چسباندن عکس‌ها رو خریداری کرده و اجازه بدید داستان زندگی خود رو با عکس‌ها به تصویر بکشند. یا اگه از سبک زندگی دیجیتال پیروی می‌کنند، یک سایت درست کردن عکس‌های هنری آنلاین رو امتحان کنید. بچه‌ها می‌تونند عکس‌ها را آپلود کرده و آلبوم عکس دیجیتال، جلد و تنظیمات دیگر انجام دهند. اما پیش از آپلود کردن مطمئن شوید با شما هماهنگ می‌کنند. این روش صمیمیت با بچه ها رو هم بیشتر میکنه.

درست کردن عکس‌های هنری و آلبوم عکس با بچه ها

داشتن سرگرمی‌های علمی کودک

به بچه‌ها کتاب علمی بدید و با هیجان بهشون بگین می‌خواهیم آزمایش علمی انجام بدیم و صدای هورا بشنوید. اغلب این آزمایشات علمی باید زیر نظر بزرگ‌تر ها انجام شوند مگر آنکه فرزند شما نوجوان باشه، در هر حال کمی زمان به سرگرمی‌های علمی اختصاص دهید.

به تناسب فعالیت و سن فرزندتون، شاید بهتر باشه لب‌تاپ خودتون رو به آشپزخونه آورده و فقط به تماشای آزمایشات بنشینید. فقط وسایل مربوط به محل کار خود رو از صحنه آتشفشان در حال وقوع دور کنید!

داشتن سرگرمی‌های علمی کودک

آشپزی با کودک

اکثر بچه‌ها همونقدر که به تمیز کردن اتاقشان علاقه دارند، می‌خواهند آشپزی یاد بگیرند، اما آموزش آشپزی، حداقل یک وعده غذا، به بچه‌ها از اهمیت ویژه‌ایی برخورداره. بنابراین با درست کردن چیزهایی که دوست دارند، همچون دسر یا چیزی بهتر، مثل بستنی خانگی شروع کنید. قبلا یک سری غذای کودک پسند به شما معرفی کردیم که می تونید به مطالب قبلی سر بزنید.

چشم همه به دنبال بستنی‌سازهای فانتزی هست، اما با طرز تهیه بستنی در کیسه فریزر دیگه نیازی نیست خودتون رو اذیت کنید. بچه‌ها این فعالیت رو دوست دارند. البته آنچه که بیش از همه دوست دارند نتیجه کار هستش. تهیه بستنی هم لذت‌بخشه و هم شامل فرایند آشپزی رو در خودش داره. اگه فرزند شما به قدری بزرگ هست که آب رو در مایکروفر جوش بیاره یا از مخلوط‌ کن استفاده کنه، می‌تونه ژله یا پودینگ هم درست کنه. یا می‌تونه میلک‌شیک، پاپسیکل، اسموتی یا پودینگ درست کنه.

آشپزی با کودک

بازی کردن با کودک

واژه بازی در ذهن بسیاری از کودکان مترادف بازی‌های آنلاین، الکتریکی و ویدئویی هستش. اما والدین نباید فراموش کنند که بازی‌های قدیمی، بازی‌های فکری، تخته نرد و کارت بازی هم می‌تونه بچه‌ها رو مشغول کنه. نشستن با دوستان و انجام دادن فعالیت‌های دستی بسیار ارزشمند هستش که این روزها نادیده گرفته می‌شه. اما نقطه ضعف این مورد این هستش که باید بیش از یک کودک در خونه داشته باشید، البته می‌تونه لیست بازی‌های تک نفره رو چک کنید. و کودکان می‌تونند بازی‌های ورزشی انجام دهند و شما نقش داور رو اجرا کنید.

بازی کردن با کودک

نخ کردن مهره‌ها و درست کردن جواهرات

کار با مهره و سنگ بیش از آنچه ما تصور می‌کنیم برای بچه‌ها لذت‌بخش هستش. خاطره کودکی من از درست کردن گردنبند مهره‌ایی، گردنبندی زشت بود که نه خودم و نه مادرم حاضر به استفاده از آن نبودیم(البته مادرم از اون استفاده کرد). ما فقط یک سری مهره پلاستیکی و کمی اطلاعات درباره درست کردن دستبند و گردنبد داشتیم.

اما اکنون کلی اطلاعات و کلی مهره در دسترس بچه ها قرار داره! اگه اجازه بدید بچه‌ها طرح خودشون رو انتخاب کنند، علاقه اون‌ها به کار با مهره به طرز قابل توجهی افزایش پیدا میکنه. من مطمئنم؛ چون تابستون گذشته من و دخترانم کلی مهره عجیب‌غریب رو نخ کردیم تا از لامپ اتاقشان آویزان کنند. این فعالیت فوق‌العاده هر روزه تابستان ما بود زیرا هم آسان بود، درست کردن هر کدام چند روز طول می‌کشید و هم دخترها به کار با مهره علاقه داشتند.

نخ کردن مهره‌ها و درست کردن جواهرات

تماشای فیلم‌های خانوادگی

اگرچه علاقه‌ایی به استفاده از تلویزیون برای ساکت کردن بچه‌ها ندارم، اما با تماشای فیلم‌های خانوادگی مخالفت نمی‌کنم. برای بچه‌ها هیچ چیز جالب‌تر از تماشای خودشان در فیلم نیست. حداقل نیمی از فیلم‌های ما به کودکی آن‌ها بازمی‌گرده، که در آخر هم می‌گفتند میشه ما هم ببینیم؟

اگر کلی ویدئو ویرایش نشده دارید، می‌توانید به آن‌ها آموزش بدید که چگونه از کنترل استفاده کنند (یا اگر نوجوان هستند به آن‌ها اجازه دهید فیلم‌ها را ویرایش کنند). آرشیو فیلم‌ها را هم بیرون بیاورید. ذرت بو داده آماده کنید و یک روز بعدازظهر در خیابان خاطرات قدم بزنید.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

نظر شما چیه؟ پیشنهادتون برای سرگرمی بچه ها در خانه با ما و سایر والدین به اشتراک بگذارید.

راهکارهایی برای ساکت نگه‌داشتن دانش‌آموزان در کلاس

روش‌های درست یا در کمال تعجب غلط برای ساکت کردن کودکان در کلاس رو که نوشته آنجل هنسکام در واشنگتن پست هستش با ما در آرمیک سافت مرور کنید.

راهکارهایی برای ساکت نگه‌داشتن دانش‌آموزان در کلاس

مقاله آخر من، چرا امروزه کودکان نمی‌توانند در کلاس ساکت بمانند؟ بازخوردهای وحشتناکی از سراسر جهان داشت و هنوز هم ادامه داره. بسیاری از مردم نوشته بودند که فقط مطلبی که درباره ارتباط بین تحرک و یادگیری نوشته بودم درست به نظر می‌رسد. با این وجود، با این روشنفکری جدید درباره اینکه چرا تحرک و بازی‌کردن برای یادگیری و تمرکز در کلاس ضروریست، به سوالی میلیون دلاری تبدیل شده؛ اما حالا چی؟

صندوق ایمیل من با سوال‌های که می‌پرسیدند و ایده‌های چالش‌برانگیز بمباران شده بود. در این میان فهمیدم که مردم بسیار خلاق شده‌اند. ایده‌ها در اینباره بسیار متنوع بود. برخی پیشنهاد کرده بودند که² چطوره روی توپ‌های بزرگ جنب و جوش کنند؟ برخی دیگر پرسیده بودند که چه می‌شه اگر بایستند و یاد بگیرند؟ یا چطور هستش که دوچرخه ثابت در کلاس بگذاریم تا هم ورزش کنند و هم درس بخونند؟ و در نهایت گفته بودند که در زنگ تفریح ورزش کنند؟

نخستین واکنش من به این طوفان‌های ذهنی، بالاخره! بود. یعنی بالاخره مردم الهام گرفته بودند و شروع به تفکر کرده بودند. اما همانطور که یادآور شدم که اصلاً چرا مقاله قبلی رو نوشتم، من دریافته بودم که این استراتژی‌ها هنوز کامل نیستند. شاید خلاقانه و متفکرانه باشند، اما چاره مشکل نیستند.

برای ایجاد تغییری واقعی در این سیستم حساس که نهایتاً منجر به بهبود میشه، کودکان به طور روزانه باید اونچه ما ²ایده تعادل سریع می‌خوانیم ²رو تجربه کنند. به عبارت دیگر، آن‌ها به پرش، چرخش دایره‌ایی و قل خوردن نیاز دارند.

آن‌ها به تجربه بازی واقعی برای حرکت در تمام جهات نیاز دارند تا سلول‌های مخاطی کوچک واقع در گوش درونی آن‌ها تحریک بشه.

چنانچه کودکان به طور منظم و برای مدت معین این حرکات رو انجام دهند، تغییرات لازم برای تعادل که منجر به تمرکز بیشتر و یادگیری بهتر می‌شو رو تجربه می‌کنند.

روش‌هایی خلاق برای برقراری آرامش در کلاس

ساکت کردن کلاس و کنترل و مدیریت کلاس درس

به عبارت دیگه، تنظیم محل نشستن کودکان و زنگ تفریح طولانی مخصوص جست و خیز پیشنهادی مفید هستش، اما با این وجود اگه اجازه ندهیم پس از بیدار شدن کمی تحرک داشته باشند باز هم حساسیت‌های بیش از حد، مشکلات رفتاری و همچنین عدم سلامت کامل در کودکان مشاهده می‌شه. قبلا روش‌ هایی برای ساکت نگه داشتن بچه‌های شلوغ و نا آرام در کلاس در آرمیک به شما  معرفی کردیم.

اخیراً به جلسه‌ایی آموزشی دعوت شدم که جلسه درمان خصوصی شاگرد ممتاز کلاس بود. مدیر مدرسه، والدین، مربی سابق مهدکودک، معلم کلاس اول، روانشناس مدرسه و درمانگر خصوصی او هم در این جلسه حضور داشتند. این پسر با عدم تمرکز در کلاس و عدم ارتباط با دانش‌آموزان دیگر دست و پنجه نرم می‌کرد.

همین پسر در فصل تابستان در یکی از اردوهای ما شرکت کرد. اون یک هفته تمام با همسالانش در طبیعت غوطه‌ور بودند، در جنگل بازی می‌کردند، به رودخانه رفتند و در گودال‌های بزرگ بازی کردند. اون تمرین‌های بسیاری برای حرکت بدنش در جهات مختلف انجام داد و بدون ترس و محدودیت‌ به کشف طبیعت پرداخت. در ابتدای هفته بازی‌های اون با همسالانش دائماً تحت نظر گرفته شد. از امتحان تجربه‌های جدید بسیار عصبی می‌شد، نمی‌تونست مستقل بازی کنه و مشکلات احساسی فراوانی داشت.

ساکت کردن کلاس و کنترل و مدیریت کلاس درس

در کمال تعجب، در اواخر هفته می‌تونست تمام موقعیت‌های مختلف اجتماعی رو کنترل کنه. حتی تحملش بیشتر شده بود و پابرهنه قدم می‌زد، دوستان جدید پیدا کرد و در مواجه با تجربیات جدید اضطراب کمتری داشت. تغییرات به طرز شگفت‌انگیزی قابل توجه بود. تمام آنچه برای پرورش فیزیکی، روحی و گسترش ارتباطات اجتماعی نیاز داشت زمان و تمرین بازی در جنگل با همسالانش بود.

وقتی که نوبت من شد تا پیشنهاداتی به مدرسه درباره نیازهای این کودک ارائه کنم، پاسخ من ساده بود: اون به زمان بیشتری برای بازی و حرکت دادن بدنش نیاز داره. ۱۵ دقیقه زنگ تفریح کافی نیست. من روزانه ۱ ساعت زنگ تفریح رو پیشنهاد دادم.

اکثر معلم‌ها مقالات من درباره اینکه چرا کودکان ناآرامند و بی‌قرار رو مطالعه کرده و با این فلسفه موافق بودند، مهم نبود. هنگامی که پاسخ‌های من رو شنیدند، همگی شروع به خنده کردند. احساس کردم صورتم قرمز شده. یکی از معلم‌ها گفت:همچنین چیزی غیرممکن هستش. معلمان دیگر حرف اون رو تائید کردند. متاسفانه، دست ما بسته هستش. مدیر هم نشسته بود و هیچ نمی‌گفت. همین؟ با خودم فکر کردم. همگی می‌دونستند که کودکان به تحرک نیاز دارند، اما قصد نداشتند کاری انجام بدن؟

ترفندهایی برای ساکت کردن کلاس

روش‌های برقراری آرامش در کلاس

بعد از جلسه، معلم‌ها بابت خنده‌هاشون از من عذرخواهی کردند. آن‌ها گفتند: ما با حرف‌های شما موافقیم. با زنگ تفریح طولانی موافقیم، اما کاری از دست ما ساخته نیست. ما فرصت کافی برای چنین زنگ تفریح‌هایی نداریم.

من با معلم‌های دیگه درباره این موضوع صحبت کردم. اکثر معلم‌ها هم مثل والدین مستاصل و خسته بودند. علاوه بر این برای آزمودن موارد مد نظر من زمان لازم بود، معلم‌ها هم برای پیاده‌کردن برنامه‌های آموزشی مدرسه تحت فشار بودند. اون‌ها زمان محدودی برای آموزش‌ پروژه‌ها داشتند. متاسفانه برخی از معلم‌ها فقط می‌تونستند زمان محدودی رو به جست و خیز بچه‌ها اختصاص بدن.

زنگ‌های تفریح کوتاه، کلاس‌های ورزش نصفه و نیمه و مناسبت‌های دیگه(موزیک وهنر) بدون معناست که احترامی برای نیازهای کودکان قائل نیستیم. سیستم ما کودکان رو ناکام می‌کند. اجازه یادگیری مهارت‌های اجتماعی، توانایی تفکر و پرورش مهارت‌های فیزیکی رو از اون‌ها دریغ می‌کنه. آیا این موارد از اهمیت کمتری نسبت به نوشتن، خواندن و علم حساب برخوردار هستش؟ ما باید دقت کنیم و تمام تمرکز خود رو به چند موضوع محدود نکنیم، حال اونکه نیازهای اساسی کودکان رو نادیده می‌گیریم. اگه میخواین درباره کودک و مواجهه با شکست بیشتر بدونید به مطالب قبلی ما سر بزنید.

 

ترفندهایی برای ساکت کردن کلاس درس

لیندسی لینک، متخصص اطفال و از طرفدران طب حرکتی کودکان میگه: یالا مردم! ما جامعه‌ایی فوق‌العاده هستیم! ما قادر به خلق تکنولوژی‌هایی فراتر از این جهان هستیم. با این حال، نمی‌تونیم زمان کافی به تحرک فرزندانمان اختصاص بدیم؟

من با لیندسی کاملاً موافقم. ما می‌تونیم زمان بیشتری برای تحرک روزانه بچه‌ها در مدرسه فراهم کنیم. اینکه بگیم کاری از ما برنمی‌آید و دست ما بسته هستش، مثل زمانیست که کودکان می‌گن نمی‌تونم، به همان بدی. نباید پیش از آغاز دست از مبارزه برداریم. هنگامی که ما کودک بودیم، یعنی در اوایل ۱۹۸۰ زمان کافی برای تحرک و بازی در مدرسه داشتیم، پس می‌توانیم دوباره راه حلی برای آن پیدا کنیم.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما بهترین ترفند های تربیتی چیه؟ نظر و پیشنهاد خودتون رو درباره زمان استراحت بچه ها در کلاس و مشکلات معلم ها در ساکت نگه داشتن بچه ها برای ما بنویسید.

کودک و مواجهه با شکست: نحوه صحیح برخورد والدین

به عنوان والدین موفق اجازه بدید فرزندتان شکست بخورد. این یک لطف بزرگ در حق اوست. با آرمیک سافت همراه بشید تا مواجه شدن کودک با شکست رو یاد بگیرید. فرض کنید نوجوان شما مجبور هستش پروژه‌ایی علمی انجام بده. او از انجام پروژه متنفر هستش. آیا شما:

شکست خوردن را به کودکان خود بیاموزید !

الف: یک محدوده زمانی تعیین می‌کنید، مایحتاجش رو فراهم می‌کنید، کمی خوراکی برایش روی میز می‌گذارید و خودتان مشغول انجام پروژه می‌شوید.

ب: از همسایه خود که اخیراً در رشته شیمی فارغ‌التحصیل شده می‌خواهید در انجام پروژه‌ علمی به فرزند شما کمک کنه.

ج: مخفی می‌شید و دعا می‌کنید.

اگه فارغ از محبتی که بهش  دارید یا آرزوی شما مبنی بر تقویت عزت نفسش، گزینه الف یا ب را انتخاب کنید، جسیکا لاهی، هستشاد و محقق معتقد هستش که شما اشتباه می‌کنید.

آیا من می‌خواهم که فرزندم شاد باشه، نترسه و اضطرابی نداشته باشه، آیا مطمئن هستید یکسال بعد آرزو نخواهید کرد که ای کاش کمی اضطراب داشت، اندکی می‌ترسید و کمی هم تجربه کسب می‌کرد؟

ظاهراً ما بیش از اینکه بر تربیت فرزندی شایسته و مستقل تمرکز کنیم، نگران شادی فرزندان خود هستیم.

قلب پرفروش‌ترین کتاب سال، موهبت شکست، هستش. جسیکا دریافت که مشکلی در فرزندپروری او وجود دارد و گاهی تصور می‌کند اشتباهاتی در نحوه رفتار او با فرزندش وجود دارد. امروزه بچه‌ها در برابر چالش‌ها سرخم می‌کنند. بر خلاف والدین علاقه‌ایی به آموزش ندارند. والدین هم نمره‌های بد فرزندان را به خودشون ربط می‌دهند. خلاصه هیچ‌کس شاد نیست.

اون نتونست ریشه مشکل رو پیدا کنه تا اینکه دریافت: بیشتر نگران تربیت فرزندی شاد هستش نه فرزندی شایسته و مستقل.

 لاهی به تحقیقات وندی گرولنیک رجوع کرد در این تحقیق از چند مادر و فرزند درخواستش تا در اتاقی بنشینند و مادامی که مشغول بازی با فرزند خود بودند از آن‌ها فیلم گرفته شد. سپس گرولنیک مادرها را به دو دسته تقسیم کرد: کنترل کننده یا مستقل‌پرور: مادرانی که اجازه می‌دهند خود فرزند چیزها رو کشف کنند. سپس مادران رو از اتاق خارج کردند و کودکان در اتاق ماندند تا کارهایی رو انجام دهند. گرولنیک در کتابش می‌گه نتایج شگفت‌انگیز بودند. کودکانی که مادر کنترل‌کننده داشتند اگه با مسئله‌ایی روبرو می‌شدند که قادر به حل آن نبودند کار رو رها می‌کردند. اما گروه دیگه اینجور عمل نمی‌کردند. لاهی اینچنین می‌نویسه:

کودکانی که تحت ترتبیت والدین کنترل‌کننده یا دستوردهنده پرورش یافته بودند، قادر نبودند کاری رو به تنهایی انجام بدن. حال آنکه کودکانی که والدین مستقل‌پرور داشتند، حتی پس از کلنجارهای فراوان و خستگی کار رو رها نمی‌کردند. این کودکان با یک راهنمایی کوچک و تشویق بیشتر تمرکز می‌کردند و حتی مستقل‌تر عمل می‌کردند تا تمرکز کنند.

گرچه توصیه‌هایی مثل  ²اجازه دهید تلاش کنند و شکست بخورند² کاملاً بدیهی هستند اما در عمل خیلی دشوارند. قطعاً نمونه‌های بارزی از این موارد به وضوح قابل مشاهده هستش: والدینی که پسر ۱۶ ساله اون‌ها نمی‌تونند لوازم مورد نیاز مدرسه‌اش رو به تنهایی جمع کنه، یا دختر ۱۸ ساله‌ایی که قادر به کنترل تضادهای درونی خودش نیست.

لاهی می‌گه: من تصور می‌کردم هنوز کلی زمان دارم تا آموزش‌های لازم رو در اختیارشون قرار بدم، اما در چشم بر هم زدنی اون‌ها ۱۷ ساله شده‌اند.

بنابراین والدین چه روشی رو باید هنگام مواجه با شکست نوجوان در پیش گیرند؟

لاهی در مصاحبه‌ایی با کوارتز به روش‌های ممنوعه و پرورش فرزندانی منعطف اشاره می‌کنه.

کودک و شکست

آخر بازی چیست: لطف مقطعی یا دائم؟

لاهی اعتراف می‌کنه که مقصر هستش، بنابراین قصد داره تغییر کنه. یک روز صبح دید که تکالیف پسرش روی میز جا مانده، علی‌رغم مشکلاتی که ممکن بود رخ بده، تصمیم گرفت که آن‌ها رو برایش به مدرسه نبرد. مصمم بود که اون رو مستقل و مرتب پرورش بده. اون در فیسبوک عقایدش رو با دیگران به اشتراک گذاشت.

اگه همسرتان تلفن همراهش رو در خانه جا بگذاره، آن رو برایش به محل کار می‌برید؟ پاسخ: من که بچه بزرگ نمی‌کنم یا همسرم که بچه من نیست!

نجات کودک در مدرسه و بردن تکالیف به مدرسه باعث می‌شد تا لاهی احساس کند مادری خوب هستش، اما موجب می‌شود تا پسرش هیچ‌گاه نظم و ترتیب را یاد نگیرد. لطف دائمی والدین یعنی رها کردن تکالیف روی میز و اینکه اجازه دهیم متحمل اندکی زحمت شود.

پس از این واقعه، معلم به پسر لاهی تکالیف بیشتری داد و نکاتی را درباره عدم فراموشی تکالیف و نظم به او متذکر شد. لاهی می‌گوید نکات واقعاً به جا و مفید بودند.

راز کثیف فرزندپروری این هستش که کودکان بیش از تصور ما ظرفیت دارند

اجازه بدید به شخصه کارهایش رو انجام بده. تا حالا شده در حین تمیزکاری اسنفج رو از دست کودکتان بکشید چون به جای تمیز کردن بیش‌تر کثیف‌کاری به بار آورده؟

 راز کثیف والدین این هستش که کودکان بیش از آنچه ما تصور می‌کنیم قابلیت دارند، و کشف این به خود ما بستگی دارد. کودکان می‌توانند بدون رشوه ظرف بشورند و اتاق رو تمیز کنند، اما گاهی ما با آشپزخانه‌های شلوغ‌تر و اتاق‌های درهم ریخته‌تری مواجه می‌شویم چون این کارها رو به شخصه و به شیوه خودشان انجام داده‌ند.

لاهی مثالی رو از دانش‌آموزی در مدرسه‌ایی عالی بیان می‌کنه. مادر این کودک سال‌ها در امور فرزندش دخالت کرده، تمام کارهایش رو کنترل و مدیریت نموده با معلم‌ها سر و کله زده و البته به فرزندش غر زده تا کارهایش رو به شخصه انجام بده . اما به جای همه این موارد حتی با عدم پذیرش کودک در مدرسه محلی مواجه شده هستش.

هنگامی که مادرش اون رو به مدرسه برد رنجیده خاطر بود. مادر تصمیم گرفت که دیگه در هیچ کاری دخالت نکند. پسرش شوکه بود. مجبور بود خودش بدون حضور مادرش درباره مشکلاتش از جمله عدم انجام تکالیف یا جلسات با معلم‌ها صحبت کنه. اگر چه هرگز شاگرد ممتاز نبود اما این ابداً ناراحت کننده نبود.

نوجوان و شکست

تلاش کودک رو تحسین کنید نه دستاورد رو

ما عاشق تحسین کردن فرزندان خود هستیم و میخواهیم والدین کودکان موفق باشیم؛ پیشینه این امر به تقویت عزت نفس در سال ۱۹۷۰ باز می‌گردد. اما تحسین کودک برای باهوش‌بودن و نه برای تلاش به مقوله‌ایی موسوم به طرزفکر ایستا  بازمی‌گردد که از سوی محقق موسسه هستند فورد، کارل وک مطرح شد، که در این صورت کودک از چالش‌ها شرمنده می‌شود و فرار می‌کنه. این مطالعه رو مد نظر داشته باشید که در خلاصه‌ایی از آن اینچنین مطرح می‌شود:

محققان به دو گروه دو سری تست آسان می‌دهند. به گروه اول گفته می‌شود شما قادرید به سوالات به درستی پاسخ دهید، چون باهوش هستید. به گروه دوم گفته می‌شه چون سخت تلاش می‌کنید به پاسخ‌های درست دست خواهید یافت. سپس به اون‌ها تست‌های دشوارتری داده شد، این تست‌ها فراتر از توانایی آن‌ها طراحی شده بود. مشخص شد کودکان در گروه باهوش تست رو دوست نداشته و نخوهستشند که ادامه دهند. حال آنکه گروه تلاش تصور کردند باید بیش‌تر تلاش کنند و به استقبال تلاش بیشتر رفتند. سپس تست سومی در اختیار آن‌ها قرار داده شد، تستی آسان. کودکان گروه باهوش به چالش کشیده شدند و نتایج بدتر از تست اول بود، حال آنکه سادگی تست مثل  تست اول بود. گروه تلاش عملکردی عالی داشتند و از گروه باهوش‌ها پیشی گرفتند.

نحوه برخورد با اشتباهات کودکان

و نکته ترسناک این بخش:‌ محققان به کودکان گفتند قرار هستش همین تست‌ها رو در اختیار دانش‌آموزان مدارس دیگر قرار دهند، و از آن‌ها خواستند تا نکته‌ایی درباره نمره کسب شده خود یادداشت کنند. ۴۰ درصد کودکان گروه باهوش درباره نتایج دروغ گفتند، حال آنکه در مقایسه مشخص شد که فقط ۱۰ درصد گروه تلاش درباره نمره کسب کرده دروغ گفته بودند.

اگر فرزندان ببینند که ما شکست می‌خوریم اما دوباره می‌ایستیم و ادامه می‌دهیم، یاد می گیرند که شکست در مسائل به معنای سقوط و نابودی انسان نیست.

لاهی نتایج طرزفکر ایستا را در کلاس‌های خودش نیز مشاهده می‌کند. کودکانی که بیش از حد  برای باهوش‌بودن تحسین شده‌اند، کمترین تلاش را برای موفقیت انجام می‌دهند، هرگز خود را به چالش نمی‌کشند و از ترس اینکه اشتباه کنند و شرمنده شوند از انجام کارهای جدید سر باز می‌زنند.

توصیه وک بسیار ساده هستش: تلاش کودکان رو تحسین کنید و نه دستاوردهای آنان رو. لاهی هم به این توصیه نکته‌ایی را اضافه میکنه: اجازه بدید  فرزندتان خودش با چالش روبرو شود. اگه آن‌ها ببیند که شما هم شکست می‌خورید و دوباره تلاش می‌کنید، آن‌ها هم درمی‌فهمند که شکست به معنای نابودی نیست. اما چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟ جواب شما در آرمیک سافت است.

روحیه‌ایی مثل  پدربزرگ و مادربزرگ‌ها داشته باشید

اغلب ما به دلایل درستی فرزند خود رو به ورزش تشویق می‌کنیم. می‌خواهیم که بدونند، در هوای تازه تنفس کنند، با حضور در کارهای تیمی آشنا شوند و لذت ببرند. اگر هستشعدادی از خود بروز دهند، بسیاری از ما به طور ناگهانی هیجان‌زده می‌شویم، دستورالعمل‌های وحشتناکی برایشان تجویز می‌کنیم و مربیان رو درباره موانع پیشرفت سوال پیچ می‌کنیم که مبادا آن‌ها رو مرتکب بشیم.

برخی از لیگ‌های فوتبال تمریناتی رو در روزهای شنبه در نظر می گیرند که فقط  مخصوص آرام کردن هیجانات غلط والدین هستش.

بروس بران و راب میلر، دو تن از مربیان سابق که مربیگری کنشگرانه و پویا رو پایه‌گذاری کردند از دانشجویان ورزشکار خود پرسیدند که بدترین خاطره شما از دوران نوجوانی یا دوران مدرسه درباره ورزش چیست؟ پاسخ همراهی والدین تا مدرسه بود. توصیه‌ایی قوی و صریح: حمایت بیش از حد کافیست.

لاهی پیشنهاد می‌کنه که اگه به تماشای مسابقه می‌رید، مثل  پدربزرگ و مادربزرگ‌ها تشویق کنید و نه والدین. دانشجویان ورزشکار ترجیح می‌دادند که پدربزرگ یا مادربزرگشون به تماشای مسابقه‌های آن ها بروند، چون حمایت و تشویق آن‌ها غیرقابل پیش‌بینی و بر دستاوردشان متمرکز نیست.

پدربزرگ یا مادربزرگ‌ها از استراتژی مربیان یا سوت‌های داور انتقاد نمی‌کنند. حتی در صورت شکست از نوه خود حمایت می‌کنند بدون هیچ قید و شرطی.

روش صحیح برخورد با اشتباه کودک

معلم رفیق شمهاست، دشمن شما نیست

اگه با معلم خود صحبت کنید از بسیاری مشکلات اجتناب میشه.

لاهی داستان‌های وحشتناکی درباره والدینی که ادعای تغییرات بزرگ دارند و از چالش‌های بزرگ اجتناب می‌کنند برای ما تعریف می‌کنند. چنانچه والدین از معلم بخواهند سخت‌گیری بیشتری نشان دهند، تدریس امری مشقت‌بار برای معلم می‌گرده، حال آنکه برای دانش‌آموزان سخت‌گیری بسیار غیرقابل تحمل و خسته‌کننده هستش.

لاهی لیست بلند بالایی برای بهبود روابط والدین و معلم‌ها پیشنهاد می‌کنند. برخی از اون‌ها بسیار واضحند که نوشتن آن‌ها هم غمناک هستش، دوستانه و مودبانه رفتار کنید؛ به تعلیم و تربیت احترام بگذارید.

شتباه رایج والدین در تربیت کودکان

برخی دیگر از این موارد:

  • پیش از پاسخ به نامه معلم مبنی بر شرایط اضطراری یا انتقاد یک روز تآمل کنید.
  • معلم را در جریان اتفاقات بزرگی که در خانواده رخ می‌ ده قرار بدید.
  • با فرزند خود گفتگو کنید، مسولیت‌هایی رو بهش واگذار کنید و اون رو آماده هم صحبتی با دیگران کنید.

کتاب‌های متعددی در این زمینه‌ها وجود داره و پیام همه آن‌ها این هستش که شکست مساویست با موفقیت.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت والدین در زندگی فرزند و نحوه برخورد با شکست نوجوان چه اهمیتی داره؟ نظرتون رو برای ما بنویسید.

چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

ظرف دو سال گذشته ماندی اسنیدر دختر خود را زیر نظر گرفته. با برنامه‌ها و نرم افزارهایی همچون mspy او توانسته پیام‌ها، عکس‌ها، ویدئوها، برنامه‌های دانلود شده و هیستوری مرورگرهای گوشی دخترش را به طور مخفیانه بازبینی کند. ما در این مطلب از آرمیک سافت زوایای تاریک معایب تجسس در امور فرزندان رو برایتان روشن می‌کنیم و میگیم که چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

اون بابت این موضوع متاسف نیست. تابستان گذشته، کشف کرده که دخترش با پسری قرار می‌گذارد، اون تونست مداخله کنه و از دیدگاه خودش از فاجعه‌ایی جلوگیری کنه. اون می‌دونه که دخترش چندان ساده‌لوح نیست اما دنیای امروز بسیار تغییر کرده. و می‌گه به عنوان مادر یک نوجوان این حجم از تکنولوژی‌ که در اختیار نوجوانان قرار داره من را می‌ترساند.

نقش مضر و مخرب دخالت والدین در زندگی فرزندان

اگرچه تکنولوژی می‌تونه با ارائه راه‌های جدید فرزندان ما رو به مخاطره بیاندازه، اما روش‌هایی رو هم در اختیار والدین قرار می‌ده تا رفتار آن‌ها را زیرنظر بگیرند.

با نرم‌افزارهای ردیابی مثل mspy، نوجوانان امنیت و والدین ردیاب دارند، والدین می‌تونند تماس‌ها، پیام‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی فرزندان خودشون رو چک کنند. حتی می‌تونند مکانی که فرزندانشون در آن حضور دارند رو بیابند. حتی نرم‌افزارهای برای کنترل سرعت در حین رانندگی هم وجود دارد.

اما مرز ظریفی بین حمایت وسواس فکری وجود داره. ابزارهای جدید جاسوسی و دخالت، والدین رو به مرز سرگشتگی می‌کشونه. بلوغ مرحله‌ایی حیاتی در زندگی کودکان هستش که برای یافتن هویت به حریم شخصی و حس استقلال نیاز دارند. حال آنکه که این امر می‌تونه برای والدین غیرقابل تحمل باشه. اگرچه برای والدین بسیار وسوسه‌انگیز هستش که بتونند جوانب تاریک شخصیت فرزند خود رو کشف کنند، اما شواهد حاکی از آن است که صدمات ناشی از تجسس و کنجکاوی بیشتر از مزایای آن هستش.

در نهایت، هدف والدین تربیت انسانی سالم و خودکفاست. روند رشد سالم بلافاصله پس از چهاردست و پا رفتن و نوپایی کودک آغاز می‌شه. اما ایجاد توازن بین استقلال کودک و نگرانی‌های والدین امریست بسیار دشوار.

حریم شخصی کلید رشد در عدم وابستگی فرد هستش. توانایی تجربه حریم شخصی احتمالاً از نیازهای اساسی بشر است که فراتر از فرهنگه. در دوران بلوغ، مغز، بدن و زندگی اجتماعی کودکان به سرعت تغییر می‌کنه. مادامی که با هویتی مستقل و ابراز عقیده آزادانه مسائل را بیازمایند، فضای مناسب برای شکل‌دهی شخصیت خود رو پیدا می‌کنند.

ایجاد حریم شخصی نه تنها مهمه بلکه وظیفه ‌است. وظیفه اصلی بزرگسالان شخصیت دادن به کودکان و احترام گذاشتن به اونهاست، تا از سیطره کنترل والدین خارج بشن. یکی از شفاف‌ترین روش‌ها برای رسیدن به این مقصود دادن حریم شخصی به اون‌هاست.

شواهد موثقی وجود داره که نشان می‌ده دخالت در حریم شخصی کودک، به روابط والد و کودک آسیب می‌رساند. هنگامی که والدین به حریم خصوصی کودک سرک می‌کشند در واقع نشان می‌دهند که به فرزند خود اعتماد ندارند. کنترل بیش از حد، هر‌گونه رابطه‌ایی رو از بین می‌برد.

میل والدین به جاسوسی ابداً برای حفظ امنیت کودک نیست، بلکه بیشتر برای کاهش نگرانی‌های خود آنهاست.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزند

آسیب دخالت والدین در زندگی فرزندان

تجسس پنهانی نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد. زیرا دانش فرزندان در زمینه تکنولوژی بیش از والدین خود است. احتمالاً به سرعت کشف می‌کنند که برنامه‌ایی در حال ردیابی آن‌هاست، پس بی‌آنکه والدین متوجه شوند سیستم را هک کرده، مکان خود را تغییر می‌دهند، تلفن همراه خود را قفل می‌کنند یا اکانت دیگری در شبکه‌های اجتماعی می‌سازند.

در کمال ناباوری، هنگامی که کودک دریابد که نمی‌تواند به والدین خود اعتماد کند، حتی بیش از پیش پنهان‌کاری می‌کند.

 محققان این تاثیر را در مواردی از دانش‌آموزان دبیرستانی هلند به وضوح مشاهده نموده‌اند، طی تحقیقات مشابه در ایالات متحده احساسات درباره عدم وابستگی و استقلال نیز تحت تاثیر تجسس والدین قرار می‌گیرد. محققان از کودکان پرسیدند که آیا والدینتان به حریم خصوصی شما احترام می‌گذارند؟ یک سال بعد، گزارش شد کودکانی که والدین کنجکاوی داشتند رفتارهای پنهانی بیشتری از خود نشان می‌دادند و والدین اذعان داشتند که کنجکاوی بیشتر منجر به عدم اطلاع از فعالیت‌ها، دوستان و رفت و آمدهای فرزندانشان می‌شد.

همواره تجسس بیشتر و عدم رعایت حریم شخصی فرزندان منجر به پنهان‌کاری بیشتر می‌شود. چنانچه والدین رفتارهای مداخله‌جویانه بیشتری از خود نشان دهند، نهایتاً منجر به نتیایج معکوس خواهد شد.

رابطه فرزند و والدین تنها نتیجه‌ی عدم رعایت حریم شخصی کودک نیست. مادامی که فرزندان احساس کنند حریم شخصی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود، منجر به بروز مشکلات روحی موسوم به رفتارهای درونگرایانه همچون اضطراب، افسردگی و سندرم واپسگرایی می‌شود. تحقیقات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد کودکانی که تحت سرپرستی والدین بسیار مداخله‌گر رشد می‌کنند بیشتر در معرض مشکلات روحی ذکر شده قرار دارند، زیرا اینگونه والدین اعتماد به نفس کودک را در توانایی کسب استقلال نادیده می‌گیرند و از بین می‌برند.

چنانچه والدین حریم خصوصی کودک را رعایت نکرده و اجازه ندهد به شخصه تصمیم بگیرد، کودک شانسی برای یادگیری تصمیم‌گیری فردی نمی‌یابد. والدینی که می‌خواهند به اجبار فرزند خود را راهنمایی کند و دائماً از او در مقابل آسیب‌ها حمایت کند، این امر را نادیده می‌گیرد که بلوغ فرصتی برای آزمودن محدودیت‌هاست.

مصرف الکل. نوجوانانی که مصرف الکل را تجربه می‌کنند اما الکلی نمی‌شوند اغلب سالم‌تر از کسانی هستند که هیچ‌گاه مصرف الکل را تجربه نکرده‌اند. قصد ما این نیست که جوانان را به مصرف الکل ترغیب نمائیم، اما می‌دانیم که دوران بلوغ  دوران کسب تجربه است. ماهیت بلوغ همین است.

اما تعیین مرز حریم خصوصی برای والدینی که از اهمیت آن آگاه هستند نیز دشوار است. این محدودیت و تعیین مرز در هر خانواده متفاوت است، حتی اگر افراد از طبقه‌ اجتماعی و اقتصادی یکسان یا در مجاورت یکدیگر قرار داشته باشند. محققان در این زمینه از اینکه همکاران روانشناس خودشان نیز مادامی که در کنفرانس هستند با دوربین مخفی فرزندان خود را چک می‌کردند، شوکه شدند. این والدین بدون ذره‌ایی تردید کارت اعتباری فرزند خود چک می‌کردند تا دریابند کجا بوده و چه چیزی خریداری کرده است. تکنولوژی مربوط به تجسس‌ والدین در امور فرزندان به سرعت رو به تکامل است، و هیچ معیار قابل قبولی در این زمینه وجود ندارد.

دخالت خانواده

رفتار کنجکاوانه والدین حاکی از عدم اعتماد به فرزند است. کنترل شدید فرزندان قطعاً به روابط بین فرزندان و والدین آسیب می‌رساند.

فرزندان نیز باید مرز بین استقلال و حریم خصوصی را دریابند. این نکته باید مد نظر گرفته شود که در یک طرف فرزندانی قرار دارند که برای پرورش و رشد عدم وابستگی سالم به فضای کافی نیاز دارند، اما در طرف دیگر نیز والدینی هستند که نگران فرزند خود می‌باشند. به عنوان مثال دارلینگ مادریست که از فرزند خود می‌خواهد تا نرم‌افزار یافتن گوشی آیفون خود را روشن کند تا در صورت عدم دسترسی به وی بتواند با او تماس بگیرد. و هنگامی که پسر او شب به خانه بازنمی‌گردد او مجبور می‌شود تا با نرم‌افزار به گوشی او سرک کشیده، شماره دوستان او را بیابد و با آن‌ها تماس بگیرد، گرچه برای پسرم ناخوشایند بود اما ساعت ۳ صبح بود و من هم نگران بودم.

هنگامی که والدین در مسائل شخصی فرزند خود، همچون استراق سمع یا خواندن پیام‌های خصوصی کنجکاوی می‌کنند اغلب نوجوانان تصور می‌کنند به حریم شخصی آن‌ها تجاوز شده است. اما اکثر نوجوانان درک می‌کنند که وضع محدودیت‌ها برای حفظ امنیت آن‌ها در زمینه مصرف عدم مواد مخدر یا آگاهی از وضعیت آن‌ها پس از خروج از مدرسه است. والدین باید بدانند فرزندشان پس از مدرسه به کجا می‌رود.

البته مرز مسائل مربوط به امنیت نیز چندان شفاف نیست. در اکثر جوامع، کودکی دوران امنیت است. طبق آمار دفتر بازرسی فدرال، نرخ جنایات خشونت‌آمیز بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۱ تا ۴۸٪ کاهش داشت. نرخ مرگ و میر کودکان نیز در این سال‌ها کاهش یافت. طبق گزارشات تعداد کودکان مفقود شده نیز بسیار پایین بود.

با این وجود، برخی از محققان بر این باورند که فشارهای فرهنگی بر والدینی که فرزندان خود را بدون مراقب در پارک یا مکان‌های عمومی رها کرده‌اند هرگز تا این حد نبوده است.

بسیاری از محققان این تغییر را به رسانه‌های مدرن منتسب می‌دانند که دائماً اخبارهای وحشتناکی درباره سرقت و خطراتی که کودکان را تهدید می‌کند، منتشر می‌کنند. رسانه‌ها این ترس را گسترش می‌دهند و این ترس منجر به محدودیت بیشتر کودکان، نوجوانان و حتی جوانان می‌گردد. همین امر با احساس نیاز فرزندان با استقلال در تناقض است.

کاهش وابستگی و دخالت بزرگ ترها

دخالت والدین در زندگی فرزندان چرا نه؟

قطعاً برخی از کودکان در مناطق خطرناک زندگی می‌کنند. و مراقبت شدید از اینگونه کودکان امری ضروریست. نتایج مطالعاتی که در دانشگاه ویرجینیا انجام شده حاکی از آن است که بچه‌های طبقه متوسط در زمره افراد کم‌خطر طبقه‌بندی می‌شوند، مادران این طبقه حریم خصوصی فرزندان خود را رعایت نمی‌کنند و بالطبع ارتباط آن‌ها با مادرانشان در بدترین وضعیت قرار دارد و عملکرد اجتماعی آن‌ها با دیگران وضعیت بسیار نامطلوبی دارد. اما کودکانی که در طبقه پایین جامعه طبقه‌بندی می‌شوند، اگرچه در گروه پرخطر جای می‌گیرند اما طبق گزارشات روابط بهتری با مادران خود دارند و با وجودی که مادرانشان از اقتدار بیشتری برخوردار بودند اما فرزندانشان مشکلات رفتاری کم‌تری نشان دادند.

اما در بسیاری از جوامع والدین بیشتر برای رفع نگرانی خود به تجسس در امور فرزندان می‌پردازند تا اینکه فرزند خود را در امان نگه دارند. حرف آخر اینکه، چنانچه درصدد ارضای حس کنجکاوی خود هستید، و تحمل اندکی در کشف ابهامات دارید، فرصت کافی برای تصمیم‌گیری بهتر در اختیار فرزند خود قرار نخواهید داد.

تحقیقات نشان می‌دهد والدینی که بیشتر در امور فرزندان خود تجسس و کنجکاوی می‌کنند از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند، اضطراب بیشتری در برقراری ارتباط با فرزند خود دارند، نگران‌ترند و اغلب از پیچیدگی‌های رفتاری فرزند خود آگاه نمی‌شوند. تجسس کردن در امور فرزندان بیشتر از آنکه جنبه‌هایی از شخصیت کودک را آشکار سازد، شخصیت والدین را آشکار می‌کند.

هنگامی که پای تعیین محدودیت‌های سالم در میان باشد، روانشناسان معتقدند ارتباط مناسب مانع از کنجکاوی می‌شود و کودکانی که مسائل خود را با والدین خود در میان می‌گذارند سازگارتر هستند. نهایتاً بهترین روش برای آنکه بدانید چه خبر است، باید از فرزندتان بپرسید که چه خبر؟

برخی از والدین بر این باورند که چک کردن رفتارهای فرزندشان موجب بهبود روابطشان شده است. سیندرا مادری است که می‌گوید: نصب برنامه ردیاب در تلفن همراه دخترم باعث شد تا بتوانیم درباره مسائلی از قبیل روابط جنسی، موادمخدر، خودکشی و دوستانش صحبت کنیم. چون مکالماتی که با دخترم با دوستانش داشت را خواندم و متوجه شدم در ذهن او چه خبر است. البته من باور نمی‌کنم که بتوان با نصب اینگونه برنامه‌ها روابط محترمانه خود را با فرزندم ادامه دهم.

با این وجود، احتمالاً تمام والدین برای بهبود روابط  و صرفاً گفتگو با فرزند برنامه‌های جاسوسی را نصب نمی‌کنند. واضح است که حریم شخصی و خصوصی برای اینکه کودک به بزرگسالی سالم تبدیل شود از اهمیت ویژه‌ایی برخوردار است. اکنون مداخله در حریم شخصی دیگران از هر زمان دیگری ساده‌تر است، اما هر بار که وسوسه شدید تا از این حریم عبور کنید سوالاتی دشواری پیش روی شما قرار می‌گیرد.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت والدین در حریم خصوصی بچه ها چه آسیب هایی به اونها میزنه؟ نظر و پیشنهادتون رو برای ما بنویسید.

۷ ویژگی‌ مشترک والدین کودکان موفق

همه کسانی که فرزند دارند یا امیدوارند که داشته باشند، تمایل دارند که فرزندشان دردسرساز نباشه، در مدرسه موفق بشه، موفقیت‌هاش ادامه دار بوده تا در دنیای حرفه‌ایی عملکردی عالی داشته باشه.اگرچه دستورالعمل قاطعی برای پرورش کودکان موفق وجود نداره، اما تحقیقات روانشناسی چند فاکتور برای پیش‌بینی موفقیت ارائه می‌ده که امروز در آرمیک سافت اون ها رو بررسی می کنیم:

7 ویژگی‌ مشترک والدین کودکان موفق

۱- انتظارات زیادی از فرزند خود دارند

بر اساس داده‌های به دست آمده از مرکز مطالعات ملی، ۶۶۰۰ کودک متولد شده در سال ۲۰۰۱ که در دانشگاه کالیفرنیای لس‌آنجلس توسط نیل هالفون و همکارانش انجام شده، مشخص شد که انتظاراتی که والدین از فرزند خود دارند تاثیر زیادی در دستاوردها و موفقیت آنان داره.

به نظر می‌رسه والدینی که آینده فرزند خود رو در دانشگاه رفتن می‌بینند، فارغ از درآمد و سرمایه خود اون رو به سوی این هدف سوق می‌دهند.

یافته‌ها بر اساس تست‌های استاندارد: بدترین نتایج ۵۷٪ و متعلق به کودکانی بود که والدینشان انتظار داشتند اون‌ها به مقطع دانشگاه برسند، حال آنکه بهترین نتایج ۹۸٪ بود که از آن‌ها انتظار می‌رفت تا حتماً به دانشگاه بروند.

این یافته‌ها در راستای یافته‌های روانشناسان دیگه بود: تاثیر پیگ‌مالیون، حاکی از آن هستش که انتظارات از یک فرد می‌تونه پیشگویی محقق قلمداد بشه.

در مورد کودکان، آن‌ها مطابق انتظارات والدین خود زندگی می‌کنند.

۲- موقعیت اقتصادی اجتماعی بالایی دارند

متاسفانه، یک پنجم کودکان امریکایی در فقر رشد می‌کنند، شرایطی که ظرفیت‌های کودکان رو شدیداً محدود می‌کنه.

این شرایط رو به وخامت هست. طبق تحقیقات سین ردن در دانشگاه استندفورد،  شکاف دستاوردها و موفقیت‌های طبقه مرفه و طبقه کم ‌درآمد بین کودکانی که در سال ۲۰۰۱ متولد شده‌اند و افرادی که ۲۵ سال زودتر از آن‌ها متولد شده‌اند حدوداً ۳۰ تا ۴۰٪ هستش.

 همانطوریکه دن پینک خاطر نشان می‌کنه، هر چه درآمد والدین بیشتر باشه، امتیاز تست‌های استاندارد  کودکانشون بالاتره.

او در ادامه می‌گه: عدم دغدغه‌های ذهنی و مشغله‌های گران قیمت طبقه اجتماعی اقتصادی بالا منجر به دستاوردهای علمی و عملکرد بهتر می‌گرده.

موفقیت فرزند‌تان

۳- سطح علمی و تحصیلات بالاتری دارند

یافته‌های مطالعاتی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه روانشناسی میشیگان توسط ساندرا تنک نشان داد مادرانی که مقطع دبیرستان یا دانشگاه را به اتمام رسانده‌اند احتمالاً کودکانی تحصیل‌کرده پرورش می‌دهند.

آمار به دست آمده از ۱۴۰۰ کودک که در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷ وارد مهدکودک شده‌اند، نشان داد احتمال اینکه کودکان متولد شده از مادران نوجوان(۱۸ ساله یا کمتر) به دبیرستان یا دانشگاه راه یابند بسیار کمه.

 در سال ۲۰۰۹ تحقیقی توسط اریک دوبو در دانشگاه روانشناسی امریکا بر روی ۸۵۶ کودک انجام شد، یافته‌ها حاکی از آن بود که سطح علمی والدین در ۸ سالگی کودک به طرز قابل توجهی چشم‌انداز موفقیت علمی و شغلی آن‌ها را در ۴۰ سال بعد از پیش نمایان می‌سازه.

۴- زمینه‌ فراگیری مهارت‌های علمی در سن کم را برای فرزند خود فراهم می‌کنند

در یک بررسی عظیم بین ۳۵۰۰۰ کودک پیش دبستانی در امریکا، کانادا و انگلستان مشخص شد فراگیری مهارت‌های ریاضی در سنین کم مزایای گسترده‌ایی داره.

گریک دانسن، محقق دانشگاه در مصاحبه‌ایی گفت: برترین مزیت فراگیری مهارت‌های ریاضی، اعم از شمارش اعداد، ترتیب اعداد و دیگر مفاهیم بنیادین ریاضی در سنین کم، در دوران ابتدایی، منجر به موفقیت تحصیلی در آینده می‌گرده. پیشرفت در مهارت‌های ریاضی در سنین کم نه تنها موجب موفقیت در زمینه ریاضی می‌گرده، بلکه موفقیت در مهارت خوندن رو در آینده براشون تضمین می‌کنه.

۵- مراقبت دقیق و مسئولانه‌ایی دارند

قبلا ده روش برای بزرگ کردن بچه های باهوش رو در اختیارتون گذاشتیم و اینبار نوبت تربیت کودکان موفق هستش. در سال ۲۰۱۴ مطالعه‌ایی ۲۴۳ نفر که در فقر متولد شده بودند را مورد بررسی قرار داد، نتایج نشان داد کودکانی که در سه سال اول تولد مراقبت‌های دقیق و حساسانه دریافت می‌کنند نه تنها در تست‌های علمی کودکی بهتر عمل می‌کنند، بلکه روابط سالم‌تر و دستاوردهای علمی عالی‌تری در دهه سی زندگی خود خواهند داشت.

همچنان که در وبلاگ روانشناسی گزارش شده، والدین مسئول و دقیق والدینی هستند که به نیازهای فرزند سریع و صحیح پاسخ می‌دهند و بستری امن برای کشف جهان برای فرزند خودشون فراهم می‌کنند.

لی رابی روانشناس دانشگاه مینوسوتا معتقد هستش سرمایه‌گذاری بر روابط والد و فرزند در سال‌های اولیه زندگی سبب می‌شه تا تاثیرات اون در آینده به زندگی کودک بازگرده.

والدین بچه‌های موفق

۶- از اتلاف وقت با کودک اجتناب می‌کنند

طبق تحقیقات اخیر بریج اسکالت که در واشنگتون پست منتشر شد، ساعاتی که مادران با کودکان بین ۳ تا ۱۱ ساله خود سپری می‌کنند بر نحوه رفتار، سلامت و دستاوردهای کودک تاثیرگذار هستش.

اما گاهی مراقبت‌های بیش از حد مادرانه و حضور همه جانبه والدین نتیجه معکوس داره.

کی ناماگوچی معتقد هستش استرس مادرانه، به ویژه هنگامی که این استرسی ناشی از مشغله مادران و تلاش برای وقت گذراندن با فرزند باشه، می‌تونه تاثیر ناخوشایندی بر فرزندان داشته باشه.

سرایت احساسی یک پدیده روانشناسی هستش که افراد تحت تاثیر احساس دیگران قرار می‌گیرند. محققان ثابت کردند اگر دوست شما شاد باشه، این خوشی بر شما تثیر می‌گذاره، اگر غمگین باشه، افسردگی اون به شما منتقل می‌شه. پس اگر مادر(یا پدری) مستاصل یا ناامید باشد، این احساسات به کودک منتقل می‌شه.

۷- طرز فکری رشدیافته را به کودک آموزش می‌دهند

موفقیت کودکان از همین امر نشأت می‌گیرد، در عین حال دستاوردهای آن ها رو تضمین می‌کنه. طی دهه‌ها تحقیق، روانشناس دانشگاه استندفورد، کارول وک دریافت که کودکان(و بزرگسالان) به یکی از دو روش زیر درباره موفقیت فکر می کنند.

فرض طرزفکر ایستا بر این هستش که شخصیت، هوش و توانایی‌های خلاقانه ثابت و ایستا هستند و نمی‌توان تغییر محسوسی در آن‌ها ایجاد نمود و موفقیت در گرو هوش ذاتی و ارثی است، ارزیابی آن‌ها نیز مساوی استاندارهای ثابت  است؛ تلاش برای موفقیت و اجتناب از شکست به هر قیمتی روش حفظ هوش یا مهارت است.

از طرف دیگر فرض طرز فکری رشدیافته  بر این است که می‌توان بر توانایی‌ها تاثیر گذاشت و همین امر کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در طرز فکر ایستا به کودک گفته شود عملکرد عالی تو در آزمون به دلیل هوش ذاتی توست. حال آنکه طرزفکر رشد یافته موفقیت کودک را به تلاش او وابسته می‌داند.

وک تحقیقی را روی کودکان ۴ ساله انجام داد و از آن‌ها خواست تا پازلی سخت یا ساده را انتخاب کنند. کودکانی که طرز فکر ایستا داشتند پازل ساده را انتخاب کردند، زیرا اینگونه پازل‌ها توانایی‌های ذاتی آن‌ها را اثبات می‌نمود. کودکان با طرز فکر رشدیافته پازل‌ دشوار را انتخاب کردند، زیرا آن را فرصتی برای یادگیری قلمداد می‌کردند.

پاپ وا نیز خاطرنشان می‌کند که کودکان ایستا پازل ساده می‌خواهند زیرا اینگونه پازل‌ها کمک می کند تا باهوش و در نتیجه موفق به نظر برسند؛ کودکان رشد یافته از آن جهت پازل دشوار را انتخاب می‌کردند که حس موفقیتشان به ‌باهوش‌تر شدنشان گره خورده است.

پس هنگامی که کودکان را تحسین می‌کنید، بابت هوششان به آن‌ها تبریک نگید، بلکه برای تلاشش,ن از آن‌ها قدردانی کنید.

چگونه کودک موفقی داشته باشیم ؟

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

تو این مطلب هفت ویژگی پدر و مادر بچه های موفق رو با هم مرور کردیم. نظر شما چیه؟ پیشنهادتون رو برای ما بنویسید.

کافئین و بارداری: عوارض و توصیه های مصرف چای و قهوه در دوران بارداری

زمانی که باردار هستید باید بیشتر به رژیم غذایی و سلامتی خود اهمیت می دهید. شما باید از مصرف الکل، سوشی و خوردن ماهی خام، تنوع خوردن پنیر صرف نظر کنید. اما کافئین چطور؟ آیا باید از نوشیدن قهوه صبحگاهی هم صرف نظر کنید، با آرمیک سافت همراه باشید تا جواب سوالات رو پیدا کنید.

کافئین و بارداری: عوارض و توصیه های مصرف چای و قهوه در دوران بارداری

مصرف کافی میکس در دوران بارداری

کافئین ماده ای است که در بسیاری از ماده های غذایی، نوشیدنی ها و تنقلات ها وجود داره. حتی اگه بخواین هم حذف کردن کامل کافئین در دوران بارداری کار خیلی سختیه. خوشبختانه نیاز نیست به فکر حذف کاملش باشید و مصرفش رو فقط باید به مقدار کم و متوسط در طول روز برسونید. راستی اگه دنبال نحوه تشخیص جنسیت جنین از سونوگرافی هستید به مطالب قبلیمون سر بزنید.

عوارض مصرف کاپوچینو در بارداری

اگرچه کمی زمان میبره تا بدن مادر از کافئین پاک بشه اما خانم های باردار می تونند مقدار کم تا متوسطی مصرف کنند.  اگرچه ممکنه کسایی که قبل از بارداری با این ماده هیچ مشکلی نداشتن با مصرفش در دوران بارداری دچار عوارض بشن و نتونن حتی طعم و عطرش رو تحمل کنند.

مصرف کافی میکس در دوران بارداری

اما اگه در دوران بارداری به طعم و عطر کافئین حساسیت ندارید، عوارضش رو بدونید:

  • محرک محسوب میشه: محرک ها ضربان قلب و فشار خون رو بالا می برند. ممکنه شما رو بیدار نگه دارند و بهتون انرژی بدن اما مصرف بیش از حد کافئین در بارداری باعث لرزش و افسردگی میشه.
  • ادرارآور هستش: ادرار بیش از اندازه موجب کم شدن آب بدن میشه و باعث میشه بیشتر تمایل به ادرار داشته باشید. در حالت عادی و با مصرف معمول کافئین میتونید با نوشیدن آب کمبودش رو جبران کنید.
  • اعتیاد آوره: با مصرف معمول و هر روزه بدن شما عادت میکنه به کافئین و اگه به صورت ناگهانی مصرفش رو قطع کنید ممکنه عوارضی همچون سردرد، تحریک پذیری و خستگی رو تجربه کنید.

تازه ممکنه بعد از بدنیا اومدن نوزاد دچار علائمی مثل تحریک پذیری، لرزش، و الگوهای خواب مختل شده  بشه. اگه بتونید مصرف کافئینتون رو کم و کنترل کنید و به زیر ۲۰۰ گرم در روز برسونید، برای نوزاد شما شرایط بهتر خواهد شد.

عوارض مصرف کاپوچینو در بارداری

تاثیر قهوه در باردار شدن و نکات مهم مصرف کافئین در بارداری

خانم ها اکثرا فکر می کنند که آیا مصرف قهوه، کافی میکس و نوشیدنی های این چنینی باعث نقص مادرزادی، زایمان بارداری، زایمان زودرس و یا مشکلات دیگر می شود یا خیر. تحقیقات نشان داده اند که بله اما مصرف مقدار کم و کنترل شده کافئین برای نوزاد مشکلی ایجاد نمیکنه و برای مادر هم لذت بخشه. اما اگه کافئین با دوز بالا مصرف بشه مکلاتی از قبیل: نقص های مادرزادی، سقط، زایمان زودتر از موعد و تولد نوزاد با وزن خیلی کم رو به همراه داره.

میزان کافئین موجود در خوراکی ها و نوشیدنی های پر طرفدار

بعضی از محصولات مشتق قهوه هستند که شاید قهوه عادی نباشند اما حتما کافئین دارند. اما نوشیدنی هایی که در مواد اولیه شان روی بسته بندی کافئین نوشته نشده صرفا بدون آن نیستند. در اینجا به تعدادی از خوراکی ها و میزان کافئین آن اشاره می کنیم.

مصرف نسکافه در دوران بارداری

نام خوراکی مقدار میزان کافئین
قهوه معمولی (آماده شده در خونه) یک فنجان ۹۵ میلی گرم
قهوه بدون کافئین یک فنجان ۲ میلی گرم
قهوه سرخ شده کافه ای یک فنجان ۱۵۰ میلی گرم
چای سیاه یک چای کیسه ای ۴۰ میلی گرم
چای سبز یک چای کیسه ای ۲۰ میلی گرم
شیر شکلات یک لیوان ۹ میلی گرم
شکلات تلخ یک انس ۱۲ میلی گرم
نوشابه سیاه یک قوطی ۳۴ میلی گرم
نوشابه رژیمی یک قوطی ۴۶ میلی گرم

خوردن قهوه در بارداری

در نهایت وقتی که باردار هستید سعی کنید بهترین تصمیمات رو برای کودک خودتون بگیرید. بهترین گزینه همیشه مشورت گرفتن از پزشکتون هستش چرا که اون از وضعیت نوزاد کاملا با خبر بوده و با توجه به شرایط شما رو راهنمایی می کنه.

اگه عاشق قهوه یا نوشابه نیستید، یک هیچ از بقیه مامان های باردار جلو زدید و اگه عاشق قهوه اید باید کمی مراقب باشید. در هر صورت تا جایی که مصرف شما به نحوی نباشه که برای نوزاد بد نشه و آزار نرسونه و دیابت بارداری ندارید، مشکلی نداره. هیچ کاری رو بیش از حد انجام ندین و تا حالا میزان کافئین غیر خطرناک  برای مادران باردار ۲۰۰ میلی گرم در طول روز معرفی شده.

خوردن کاپوچینو در اوایل بارداری

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما مصرف چای در بارداری هم باید کنترل شده باشه؟ نظراتتون رو برای ما بنویسید.

با والدین بد چگونه رفتار کنیم؟ راه حل بلند مدت رفتار بد والدین با من چیست؟

تناقض و عدم تفاهم با والدین امری عادیست. اما اینکه والدین به خاطر مسائل جزئی به فرزند خودشون توهین کنند، اون رو تحقیر کرده، انتقاد کنند، یا اینکه حس ترس و عدم امنیت رو در اون به وجود آورند ابداً عادی نیست. تعامل با والدینی که اشک شما رو درمی‌آورند بسیار دشوار سخته. اما با قدرت و هوش می‌توان از عهده این موقعیت دشوار براومد و رفتار بد والدین رو برطرف کرد. در اسلام توصیه‌های متعددی درباره احترام متقابل بین فرزندان و والدین بیان شده است. پس علاوه بر اینکه والدین می‌تونند فرزندان خودشون رو نفرین کنند، فرزندان هم می‌توانند پدر یا مادر بد رو نفرین کنند.

قصد ما در این مقاله از آرمیک سافت این است که نحوه رفتار با والدین بد یا والدینی که بدزبان هستند و از فرزندان خود حمایت نمی‌کنند یا تعهدی در قبال فرزندان خود احساس نمی‌کنند رو به شما آموزش بدیم. چنانچه احساس می‌کنید در خانه  از امنیت جانی برخوردار نیستید، باید با اورژانس اجتماعی تماس بگیرید و آن‌ها رو در جریان قرار بدید.

با والدین بد چگونه رفتار کنیم؟ راه حل بلند مدت رفتار بد والدین با من چیست؟

با پدر و مادر بداخلاق چه کنیم؟ راهکارها

۱.  موقعیت رو درک کنید. باید درک کنید که بدرفتاری والدین اصلاً ارتباطی به شما و نحوه رفتار شما نداره. برای اینگونه والدین مهم نیست در چه شرایطی دشواری رشد می‌کنید، اون‌ها انتخاب کرده‌اند که با شما اینگونه رفتار کنند. رفتارهای بد اون‌ها ناشی از خطاها‌ی شما نیست، بلکه مصمم هستند که با شما بدرفتاری کنند.

والدین خوب اجازه نمی‌دند فرزندشون بابت اشتباهات خودش احساس گناه کنه، مگر آنکه فرزندشون رفتارهای بسیار ناشایستی انجام بده. والدین خوب به فرزند خودش آموزش می‌دهند، اون رو تشویق و هدایت می‌کنند.

والدین بد

۲. به خاطر داشته باشید که رفتارهای خشونت‌بار ناشی از عدم بلوغ احساسی هستش. والدین بد گاهی مثل یک کودک رفتار می‌کنند، کج‌خلقی و قهر می‌کنند تا حرف خودشون رو به کرسی بنشانند.

البته شما مجبور نیستید کج‌خلقی‌های مادر بد زبان یا پدر بداخلاق خودتون رو تحمل کنید.

۳. قطعاً موافقید که هرگز نمی‌شه رضایت اینگونه والدین رو جلب کرد. عدم رضایت و انتقاد‌های مکرر جزئی از شخصیت اون‌هاست، بدان معنا که مهم نیست چقدر عالی باشید، هیچ چیز تغییری در رفتار آن‌ها ایجاد نمی‌کنه. هرچقدر هم شایسته تحسین باشید آن‌ها هرگز رفتار شما رو تائید نخواهند کرد.

حتی اگه در رقابتی دشوار پیروز بشین یا مقامی عالی کسب کنید و یا حتی رئیس جمهور بشید، بهانه‌ایی جدید برای انتقاد خواهند یافت. تغییر رفتار شما تغییری در نحوه رفتار آن‌ها ایجاد نخواهند کرد.

با پدر و مادر بداخلاق چه کنیم؟

چنانچه به هیچ وجه شما را تائید نمی‌کنند، پس شما مشکلی ندارید. پس معلومه مشکل از خود آن‌هاست و شما خوب هستید.

۴. به خاطر داشته باشید که شما نمی‌تونید رفتار والدین خود رو تصحیح کنید. هر چقدر هم آرزو کنید نمی‌تونید اون‌ها رو به آدم‌های خوبی تبدیل کنید. حتی اگر روزی یاد بگیرند که مهربان شوند، شاید دهه‌ ها یا سال‌ها طول بکشه. فقط می‌تونید به خوبی از خودتون مراقبت کنید.

حتی اگه تا حدودی اون‌ها رو تحت تاثیر قرار داده و به انسان‌های خوبی تبدیل کنید، بدانید که این وظیفه شما نبوده. شما فرزند اون‌ها هستیدو اون ها والد و مسئول شما هستند.

۵. انتظارات خود رو به حداقل برسانید. انتظار نداشته باشید که مهربان‌تر شوند یا از اشتباهات خود دست بردارند یا کمتر انتقاد کنند. به احتمال زیاد اون‌ها تغییر رویه نخواهند داد. احتمالاً هیچ وقت در کنار اون‌ها احساس آرامش نخواهید کرد.

گاهی مادران بدزبان پس از اینکه فرزند یا فرزندانشان از اون‌ها جدا می‌شوند کمی مهربانتر می‌شوند، چون میفهمند که در صورت بدرفتاری فرزندشان دیگر مجبور نیست اون‌ها رو ببیند. البته ممکنه این اتفاق هرگز در خانواده شما نیفتد و شاید هم بیفتد.

نفرین فرزند به پدر و مادر

۶. فرق بین والدین بد و والدین بدزبان (سوء استفاده کننده‌های احساسی) رو بدانید. والدین بدزبان از تکنیک‌های خاصی برای کنترل فرزندان خود بهره می‌برند. اون‌ها نه تنها کمکی به شما نمی‌کنند، بلکه ارزش شما رو هم درک نمی‌کنند. حال آنکه والدین بد به شما آسیب می‌رسونند. سوء استفاده احساسی می‌تونه بسیار وحشتناک باشه و زخم‌های عمیقی بر روح شما بر جای می‌گذاره و موجب تنفر از والدین می‌گرده. در اینجا به چند مورد از اقدامات والدین بدزبان اشاره می‌کنیم:

طرد و عدم پذیرش: دادن القاب زشت، توهین‌های شخصی، طعنه‌های خصمانه، تحقیر و تمسخر، رفتار خودپسندانه، تبعیض، خوارشمردن.

نادیده گرفتن: قهر کردن، امتناع از برقراری روابط عاطفی، عدم پذیرش نیازهای فرزند.

ترس و وحشت: تهدید، خشم مفرط و القای حس حقارت، سرزنش.

تنها گذاشتن: جدا کردن از دوستان برای مدت طولانی، ممانعت از حضور فرزند در جمع، تنبیهات مفرط، تلاش در جهت شوراندن فرزند علیه دیگران یا شوراندن دیگران علیه فرزند، القای این حس که در صورت درخواست کمک با عدم پذیرش از سوی دیگران مواجه خواهید شد.

گمراه کردن: دادن مواد مخدر یا الکل، آموزش تقلب، تشویق به بی‌بند و باری، تشویق به سوء استفاده از دیگران.

استثمار: وادار کردن به انجام کارهایی فراتر از سن فرزند، اجبار به انجام کارهایی که علاقه‌ایی به اون نیست، انتظارات غیر‌منطقی در انجام امور منزل یا وظایف دیگه.

نظارت شدید: چک کردن موبایل، دفترچه خاطرات، ایمیل یا هیستوری کامپیوتر، چک کردن دائم هنگامی که فرزند خارج از خانه هستش، درآوردن قفل‌ها یا درهای اتاق برای ممانعت از بستن درب اتاق.

تخریب شخصیتی: القای حس شکست، دست کم گرفتن موفقیت‌های فرزند، فیلم‌برداری از تنبیهاتی که روی فرزند انجام می‌ده و گذاشتن اون‌ها در اینترنت.

تحلیل روانی یا بازی ذهنی: القای این حس که شما بیش از حد حساس هستید ، تقویت حس گناه برای ایجاد محدودیت‌، دروغگویی درباره گذشته، سرزنش فرزندی که مورد سوء استفاده قرار گرفته، القای حس دروغگویی یا اینکه درباره همه چیز اغراق می‌کنید.

مادر بدجنسدعا برای پدر بد اخلاق

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما چرا بعضی از بچه ها میگن از پدر و مادرم متنفرم ؟ چطور میشه والدین بد رو درک کرد و باهاشون زندگی کرد؟ نظرات و پیشنهادات خودتون رو برای ما بنویسید.

دروغگویی در کودکان و طبیعی بودن آن

چند هفته پیش پسر سه ساله من مثل شب‌های دیگه دندان‌هاش رو مسواک زد و به تختش رفت. در حین شب به خیر گفتن، پسرم گفت من باید به دستشویی برم. اما فقط شش دقیقه از دستشویی قبلیش گذشته بود. مشکوک شدم که می‌خواد به بهانه‌ایی به تخت برنگرده. رفت و روی دستشویی فرنگی نشست. منتظر موندم. برای اولین بار متوجه شدم که پسرم در حال دروغگویی هستش. چون شب بعد هم همین اتفاق افتاد. متحیر شده بودم، نمی‌دونستم چه کاری باید انجام بدم.

 

دروغگویی در کودکان و طبیعی بودن آن: والدین باید به کودکان آموزش دهند که دروغ نگویند

علت دروغگویی در کودکان

بنابرین مقاله‌هایی که درباره دروغگویی کودکان در آرمیک سافت وجود داشت رو مطالعه کردم. خیلی زود متوجه شدم مقالات فرووانی درباره علل دروغگویی و نحوه برخورد با کودکان و نوجوانان دروغگو وجود داره، چون روانشناسان با مطالعه چگونگی و زمان آغاز دروغگویی کودکان به دیدگاه‌های جدیدی درباره رشد روانی دست پیدا می کنند. البته من به موارد کاربردی علاقه بیشتری داشتم: چطور فرزندم رو از معضل جامعه ستیزی دور نگه دارم؟ با مطالعه چندین و چند مقاله و تعداد زیادی تماس تلفنی فهمیدم که دروغگویی کودکان و نوجوانان امری کاملاً طبیعی هست، در واقع از علائم رشد طبیعی و درست است. البته والدین می‌تونند اقداماتی رو در جهت تقویت راستگویی فرزندانشون به کارگیرند، اقداماتی که از نظر من کاملاً صحیح هستند.

دروغگویی در کودکان پیش دبستانی

کنگ لی دکتروی روانشناسی بالینی در دانشگاه تورنتو که به مدت ۲۰ سال به معضل دروغگویی کودکان پرداخته معتقد است:  اگه کودک شما دروغ می‌گه، بسیار بسیار طبیعیه. معمولاً کودکان برای پوشاندن خطاهای خود از سن ۲ و نیم تا ۳ سالگی دروغگویی رو آغاز می‌کنند. مطالعه‌ایی در سال ۱۹۸۹ از سوی محققان دانشگاه پزشکی نیوجرسی انجام شد، در این تحقیق کودکان ۳ ساله رو به تنهایی به اتاقی مجهز به دوربین مخفی و آینه فرستادند، درون اتاق میزی قرار داشت که کودکان باید دور میز می‌نشستند. محققان به کودکان می‌گفتند روی میز اسباب‌بازی هیجان‌انگیزی وجود داره اما نباید به آن نگاه کنند. سپس خود محققان اتاق رو ترک می‌کردند. اون‌ها یا پس از اینکه کودک دزدکی نگاهی به میز می‌انداخت و یا پس از گذشت ۵ دقیقه به اتاق بر می‌گشتند و از کودک می‌پرسیدند آیا به میز و اسباب‌بازی نگاه کردی یا خیر؟ ۳۸ درصد از کودکانی که دزدکی نگاهی به اسباب‌بازی انداخته بودند، به محققان اطمینان خاطر می‌دادند که اسباب‌بازیها رو ندیده‌اند. در مطالعه‌ایی مشابه در سال ۲۰۰۲، لی دریافت که در ۵۴ درصد از کودکاناز سن سه سالگی دروغ رو شروع می کنند، حال آنکه بیش یک سوم کودکان ۴ تا ۷ ساله به دروغگویی می‌پردازند.

دروغگویی در کودکان پیش دبستانی

اغلب مواقعی که کودک دروغ می‌گه، علائمی از خطا یا شیطنت مشاهده نمی‌شه، بلکه فقط ناشی از رشد مهارت‌های روانشناختی اون‌هاست. یکی از موارد تئوری ذهن هستش، که حاکی از توانایی تشخیص این امره که دیگران عقاید و احساس متفاوتی نسبت به شما دارند. در دروغگویی کودک کاملاً آگاه است که گلدان رو شکسته اما بر این باوره که شما از آن اطلاع ندارید. دروغگویی در عین حال به عملکردهای اجرویی، شامل مجموعه‌ایی از مهارت‌ها از قبیل حافظه فعال، کنترل بازدارنده و توانایی‌ برنامه‌ریزی احتیاج داره. کودک مجبوره واقعیت رو پنهان کنه و واقعیتی دیگر رو جایگزین کنه، درباه آن صحبت کنه و آن رو به خاطر بسپاره. باید گفت خسته نباشی کودک عزیزم!

بنابراین کودکانی که دروغ می‌گن مهارت‌های شناختی مهمی رو به معرض نمایش می‌گذارند. اما به طور متناقض درباره جزئیات مسائل دروغ می‌گن، چون مهارت‌های شناختی گسترده‌ایی ندارند. قبل تر هم در این باره مطلب نوشته‌ام، کودکان حساس و عجول هستند، آن‌ها با موانع بازدارنده دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها دائماً چنگال خود به بازوی خواهر یا برادر خودشون می‌کوبند. بعد برای پوشاندن اشتباهات خودشون دروغ می‌گن تا تنبیه نشن. به عبارت دیگه، کودکان درباره جزئیات مسائل دروغ‌های فروانی می‌گن چون از اصول شما سرپیچی کرده‌اند و البته نمی‌خواهند که عواقب آن رو متحمل شوند. می‌توانید آن‌ها رو سرزنش کنید؟

نحوه برخورد با کودک دروغگو

آنجلا کروسمن معتقد هستش، یکی از آسانترین روش‌ها و ترفند های تربیتی برای ممانعت از دروغگویی کودکان، اجتناب از بازخواست کودکان هستش. اگه مطمئن هستید که فرزندتون آخرین کلوچه رو خورده، لزومی نداره اون رو به چالش کشیده و ازش  بپرسید، تو آخرین کلوچه رو خوردی؟ همین سوال زمینه ‌ساز دروغی جزئی می‌شه، از آنجایی که احساس می‌کنه ممکنه به دردسر بیافته و قطعاً می‌خواد از دردسر اجتناب کنه، پس دروغ می‌گه. در عوض، بگید می‌دونم تو آخرین کلوچه رو خوردی، پس برای شام جا نداری و متاسفانه فردا هم از کلوچه خبری نیست.

نحوه برخورد با کودک دروغگو

راهکارهای برای کمک به ترک دروغگویی نوجوانان و کودکان

لی می‌گه هرگز به کودک خودتون نگید اگه حقیقت رو بگی عصبانی نمی‌شم، و بلافاصله پس از شنیدن حقیقت عصبانی بشید، این هم از موارد دیگری هستش که قطعاً باید از اون اجتناب بشه. والدین همواره این جملات و رفتار متناقض رو تکرار می‌کنند و ناخودآگاه به کودک آموزش می‌دهند که گفتن حقیقت مستلزم تنبیه هستش و بهتره دروغ بگویند. او همچنین در ادامه می‌گه، اگه کودک شما حقیقت رو بیان کرد، اون رو تشویق کنید و خطا و اشتباهش رو نادیده بگیرید.

اما وقتی که مچ کودک رو موقع دروغگویی گرفتید چه باید کرد؟ دکتر ویکتوریا تالوار، متخصص روانشناختی کودکان که از همکارون لی معتقده ابتدا، از آنجایی که دروغ با رفتاری اشتباه یا خطا همراه هستش، والدین باید این دو رو در ذهن خود از هم تفکیک کنند. فقط این مسئله رو در نظر بگیرید که فرزنداتان تلویزیون رو خراب کرده، و همچنین در وهله دوم این رو مد نظر داشته باشید که درباره آن دروغ گفته، اما هرگز هر دو رو با هم تلفیق نکنید چون از یکدیگر متفاوت هستند. اگر فرزند شما تلویزیون رو خراب کرده و صادقانه به آن اعتروف کرده، اگر چه اندکی دشوار هستش اما باید شجاعتش رو برای بیان حقیقت تحسین کنید، اگر چه دلتون می‌خواد اون رو خفه کنید😀😅! بهش بگید خوشحالم که گفتی تلویزیون رو شما خروب کردی اما هنوز ناراحتم.

راهکارهای برای کمک به ترک دروغگویی نوجوانان و کودکان

نحوه برخورد با کودک دروغگو

لی می‌گه، در مواجه با دروغ با آرومش برخورد کنید. از اهمیت صداقت با هم گفتگو کنید. فقط خطا و اشتباه رو مد نظر بگیرید و از انتظارات خودتون صحبت کنید، از اهمیت روستگویی فارغ از اتفاقی که رخ داده براش مثال بزنید. اهمیت اعتماد رو براش شرح بدید. لی درباره تنبیه کودکان برای دروغگویی هشدار می‌ده، به ویژه تنبیه کودکانی که در سنین پیش ‌از دبستان هستند، چون اون‌ها اغلب مفهوم صداقت رو درک نمی‌کنند. تنبیه اغلب نتیجه‌ایی معکوس در بر خواهد داشت، چون کودک متوجه می‌شه هنگامی که دیگران متوجه دروغگوییش بشن تنبیه خواهد شد، بنابراین با احتیاط بیشتری به دروغگویی ادامه می‌ده.

در عوض، راستگویی اون‌ها رو تحسین کنید و دائماً بر اهمیت صداقت و اعتماد تاکید کنید. به طور کلی تحقیقات لی و همکارانش بر این امر تاکید داره؛ کودکانی که در محیط‌های انظباطی بازدارنده رشد می‌کنند، که شدیداً به صورت کلامی یا فیزیکی تنبیه می‌شن، بیشتر از کودکانی که با خطاهای آن‌ها با ملایمت برخورد می‌شه، دروغ می‌گن. بنابراین رفتارهای سختگیرانه و تنبیهی از سوی والدین قطعاً بهترین روش برای پرورش کودکان صادق نیست.

خلاصه کلام اینکه، از بحث کردن و حتی بیان عواقب طبیعی دروغگویی برای پیشگیری از دروغگویی فرزندانتون نترسید. به دختر کوچولوی خودتون بگویدد اگه به دروغگویی ادامه بده، دیگه نمی‌تونید هیچ کدوم از حرف‌هاش رو باور کنید. و اگه فرزند شما مثل فرزند من، دستشویی رفتن رو بهانه نرفتن به تخت می‌کنه، بهش بگید فقط یک بار قبل از خواب می‌تونی به دستشویی بری اما زمان اون رو خودت انتخاب کن. و اگر هم به دستشویی نرفت یا به آن احتیاج نداشت، شاید مجبور شود تمام شب احساس ناراحتی کنه یا حتی جاش رو خیس کنه که در نهایت شاید درسی که احتیاج داره رو بگیرد.

نحوه برخورد با کودک دروغگو

علل دروغگویی نوجوانان و کودکان

اگه متوجه بشیم که دروغگویی نوجوانان و کودکان ناشی از مشکلات عمیق‌تری هستش، چه باید کرد؟ دروغگویی مفرط، به ویژه در نوجوانان می‌تونه ناشی از علائم اختلالات رفتاری، اختلال بیش‌فعالی ناشی از عدم توجه یا اختلال نافرمانی اعتراضی باشه، بنابراین اگر نگران هستید این موارد رو با مشاور در میان بگذارید. به طور کلی، لی معتقد هستش  نوجوانانی که از مشکلات رفتاری رنج می‌برند نه تنها دائماً دروغ می‌گن دروغگوهای ناشی هستند.

کروسمن معتقد هستش وقتی که فرزند شما به سن نوجوانی رسید و قوه درکش کامل و باهوش تر شد، باید به طور جدی باهاش از اهمیت صداقت صحبت کنید چون صداقت و احترام در جامعه از اهمیت ویژه‌ایی برخوردارند و این دو می‌تونند تناقض ایجاد کنند.

“چرا نسنجیده حرف می‌زنی” این جمله نفرت‌انگیزترین جمله‌ایست که در اغلب خونه‌ها شنیده می‌شه. چطور می‌شه در کمال صداقت این موقعیت رو کنترل کرد و در عین حال فردی بی‌ادب یا نامحترم یا ناسپاس نبود؟ باید درباره اهمیت صداقت با فرزندان خود صحبت کنید اما مراقب باشید که جوانب اعتدال رو رعایت کنید.

علل دروغگویی نوجوانان و کودکان

در نهایت و شاید مهمتر از تمام موارد ذکر شده: انتظار نداشته باشید که فرزند شما راستگو باشه حال آنکه خود شما نیستید. اگه درباره اهمیت صداقت با فرزند خود صحبت می‌کنید اما خودتون هر از گاهی برای خلاصی از برخی مشکلات دروغ‌های کوچکی می‌گید، فرزندتون هم یاد می‌گیره که دروغگویی یک استراتژی مفید هستش. بزرگسالان هم هر از گاهی بدون آنکه متوجه باشند به کودکان، دوستان یا والدین خودشون یا مشتریان خودشون دروغ می‌گن. و قطعاً فرزندان ما دوست دارند همه جا با والدین خود رقابت و از آن‌ها تقلید کنند. بنابراین دفعه بعد که مچ فرزند خود رو در حین دروغگویی گرفتید، از خود بپرسید شاید از من یاد گرفته و سپس بازخواستش کنید. با این وجود همیشه صادق بودن کمی دشوار است!

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما علل دروغگویی در دانش آموزان و بچه ها چیه؟ محیط آموزشی چه تاثییری در این موضوع داره؟ نظراتتون رو برای ما در آرمیک سافت بنویسید.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزندان در دنیای امروز

وقتی پدر و مادر ها در زندگی بچه ها دخالت می کنند وقتی برای سر و کله زدن با مشکلات خودشون ندارند. اما آیا بابا و مامان ها در دنیای مدرن باید خیلی تو زندگی بچه هاشون دخالت کنند؟ با آرمیک سافت همراه باشید تا جوابش رو پیدا کنید.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزندان در دنیای امروز

مامانی رو در نظر بگیرید که خسته و داغون شده و مادر دو تا بچه سه ساله هستش. اون به شغل درمانی، گفتار درمانی، فیزیوتراپی، آب درمانی، کلاس های شنا سه روز در هفته، باله، ژیمناستیک، آشپزی و فوتبال مشغوله.

و این وسط دغدغه های دیگه ای هم داره که در طول روز مدام ذهنش رو درگیر میکنه. که مثلا “امروز دخترم چی خورده؟، پسرم موقع زنگ تفریح کاپشن تن خودش کرد؟ درسش رو خوند و … “

با این همه درگیری های فیزیکی و ذهنی جای تعجبی وجود نداره که چرا این مادر احساس خستگی و درماندگی میکنه.

با وجود پیشرفت دنیای امروز و تکنولوژی پدر و مادر بودن نیاز به زمان و صرف انرژی بیشتری داره. در نتیجه فشار بیشتری روی والدین هستش و  بیشتر از قبل باید درگیر بشن. کارهای بیشتری برای انجام دادن هستش و فرصت های بیشتری برای قضاوت وجود داره.

دخالت والدین و اطرافیان در زندگی کودکان: تا چه حد؟

دکتر استف لی متخصص کودکان در جواب این سوا آؤمیک کودکان گفت: بعضی از این نگرانی ها مفید اند و بعضی از اون ها نه. آیا باید یه وقت هایی در مسائل دخالت کنید؟ بله. اما آیا باید سلامتی خودتون به عنوان یه فرد رو فراموش کنید؟ هرگز. مامان باباها وقتی نیاز های خودشون رو در نظر می گیرند وظیفه شون رو بهتر انجام میدن.

دخالت والدین و اطرافیان در زندگی کودکان

چالش ها

هر قدری هم که پدر و مادر ها نیاز خودشون برای صرف وقت شخصی رو انکار کنند، اما مادران معمولا این نیاز شخصی خودشون رو در نظر نمیگیرند و بعد ها پشیمون میشن.

با توجه به تحقیقات جدیدی که در اروپا انجام شد، ۵۳ درصد از مامان ها گفتند که برای خودشون وقت ندارند و به جای گذراندن وقت برای خودشون در زندگی بچه ها دخالت می کنند و مشغول اون هستند.

اگرچه همین مامان ها گفتند که ۷۳ درصد از بچه های همین مادر ها تو فعالیت های ورزشی شرکت می کردند و ۶۰ درصد از کودکان اون ها با هم سن و سالان خودشون در ارتباط اند. و ۵۴ درصد بچه های این پدر و مادرها تو فعالیت های هنری و کلاس های آموزشی شرکت می کردند.

فشار روی پدر و مادر ها

به نظر بعضی ها قبل از پیشرفت تکنولوژی والدین بودن صرفا زنده نگه داشتن کودک و برطرف کردن نیاز های اولیه کودک بود. اما در دنیای امروز اطلاعات و ترفند های تربیتی بسیار زیادی وجود داره که با دونستن اونها میفهمیم که چطور می تونیم بچه های بهتر و باهوش تری تربیت کنیم.

با توجه به گفته های روانشناس متخصص کودک و تربیت دکتر وندی والش، مشکل این نیست که در دنیای مدرن امروز از پدر و مادر ها خواسته زیادی وجود داره. مشکل اینجاست که جامعه والدین رو به انجام کاری که برای بچه ها بهتر هستش تشویق نمیکنه و همه به فکر منفعت خودشون هستند.

به گفته این روانشناس: والدین حالا باید به این واقعیت که جامعه و فرهنگ ما به این که چطور به اونها کمک می کنند اما در واقع نمی کنند برسند، بنابراین پدر و مادر در هر نوبت شکست خورده خواهند بود چون نمیتونند از پسش بر بیان.

فشار روی پدر و مادر ها

تربیت فرزندان: به قدر کافی والدین خوب بودن

ایده ی والدین به قدر کافی خوب بودن شاید کمی ایده آل گرایانه به نظر بیاد. اما باید بدونید که بچه ه در میان خلاء های ما بزرگ میشن. اونا حتی روزهایی که یادمون میره براشون میان وعده مدرسه بگذاریم یا کمی دیر دنبالشون میریم هم بزرگ میشن. به همین دلیل با وجود اشتباهات کم و بیش ما اکثر بچه ها مودب و خوب بزرگ میشن.

در واقع نباید به مامان باباها گفت که دخالت نکنند بلکه باید دست از سرزنش کردنشون برداریم و راه درست رو نشون بدیم بهشون.

مامان باباهای خوب نیاز نیست به مهارت های تربیتی خودشون شک کنند. چون مامان باباها در دنیای امروز میانگین پنج ساعت در طول روز زمان برای بچه ها زمان میگذارند که میانگینش یک ساعت و چهل و پنج دقیقه در دهه هفتاد میلادی بوده.

سعی کنید از زمانی که با بچه ها میگذرونید لذت ببرید و وقتی هم که اون ها در مدرسه یا کلاس هستند به فعالیت های شخصی مثل کتاب خوندن برسید.

نیازی به نگرانی نیست اما اگه بی ثباتی والدین مدرن برای زمانی که با بچه ها صرف می کنند منجر به اختلال رفتاری کودک بشه، نیازمند ارزیابی رویکرد خود در مورد تربیت هستند.

تربیت فرزندان: به قدر کافی والدین خوب بودن

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت پدر و مادر از نظر فیزیکی و روحی در امور بچه ها چقدر اشتباه؟ برای یه پدر و مادر عالی بودن باید چیکارا کرد؟ نظراتتون رو برای ما بنویسید.