مطالب روانشاسی و مشاوره تربیتی کودکان

کودک و مواجهه با شکست: نحوه صحیح برخورد والدین

به عنوان والدین موفق اجازه بدید فرزندتان شکست بخورد. این یک لطف بزرگ در حق اوست. با آرمیک سافت همراه بشید تا مواجه شدن کودک با شکست رو یاد بگیرید. فرض کنید نوجوان شما مجبور هستش پروژه‌ایی علمی انجام بده. او از انجام پروژه متنفر هستش. آیا شما:

شکست خوردن را به کودکان خود بیاموزید !

الف: یک محدوده زمانی تعیین می‌کنید، مایحتاجش رو فراهم می‌کنید، کمی خوراکی برایش روی میز می‌گذارید و خودتان مشغول انجام پروژه می‌شوید.

ب: از همسایه خود که اخیراً در رشته شیمی فارغ‌التحصیل شده می‌خواهید در انجام پروژه‌ علمی به فرزند شما کمک کنه.

ج: مخفی می‌شید و دعا می‌کنید.

اگه فارغ از محبتی که بهش  دارید یا آرزوی شما مبنی بر تقویت عزت نفسش، گزینه الف یا ب را انتخاب کنید، جسیکا لاهی، هستشاد و محقق معتقد هستش که شما اشتباه می‌کنید.

آیا من می‌خواهم که فرزندم شاد باشه، نترسه و اضطرابی نداشته باشه، آیا مطمئن هستید یکسال بعد آرزو نخواهید کرد که ای کاش کمی اضطراب داشت، اندکی می‌ترسید و کمی هم تجربه کسب می‌کرد؟

ظاهراً ما بیش از اینکه بر تربیت فرزندی شایسته و مستقل تمرکز کنیم، نگران شادی فرزندان خود هستیم.

قلب پرفروش‌ترین کتاب سال، موهبت شکست، هستش. جسیکا دریافت که مشکلی در فرزندپروری او وجود دارد و گاهی تصور می‌کند اشتباهاتی در نحوه رفتار او با فرزندش وجود دارد. امروزه بچه‌ها در برابر چالش‌ها سرخم می‌کنند. بر خلاف والدین علاقه‌ایی به آموزش ندارند. والدین هم نمره‌های بد فرزندان را به خودشون ربط می‌دهند. خلاصه هیچ‌کس شاد نیست.

اون نتونست ریشه مشکل رو پیدا کنه تا اینکه دریافت: بیشتر نگران تربیت فرزندی شاد هستش نه فرزندی شایسته و مستقل.

 لاهی به تحقیقات وندی گرولنیک رجوع کرد در این تحقیق از چند مادر و فرزند درخواستش تا در اتاقی بنشینند و مادامی که مشغول بازی با فرزند خود بودند از آن‌ها فیلم گرفته شد. سپس گرولنیک مادرها را به دو دسته تقسیم کرد: کنترل کننده یا مستقل‌پرور: مادرانی که اجازه می‌دهند خود فرزند چیزها رو کشف کنند. سپس مادران رو از اتاق خارج کردند و کودکان در اتاق ماندند تا کارهایی رو انجام دهند. گرولنیک در کتابش می‌گه نتایج شگفت‌انگیز بودند. کودکانی که مادر کنترل‌کننده داشتند اگه با مسئله‌ایی روبرو می‌شدند که قادر به حل آن نبودند کار رو رها می‌کردند. اما گروه دیگه اینجور عمل نمی‌کردند. لاهی اینچنین می‌نویسه:

کودکانی که تحت ترتبیت والدین کنترل‌کننده یا دستوردهنده پرورش یافته بودند، قادر نبودند کاری رو به تنهایی انجام بدن. حال آنکه کودکانی که والدین مستقل‌پرور داشتند، حتی پس از کلنجارهای فراوان و خستگی کار رو رها نمی‌کردند. این کودکان با یک راهنمایی کوچک و تشویق بیشتر تمرکز می‌کردند و حتی مستقل‌تر عمل می‌کردند تا تمرکز کنند.

گرچه توصیه‌هایی مثل  ²اجازه دهید تلاش کنند و شکست بخورند² کاملاً بدیهی هستند اما در عمل خیلی دشوارند. قطعاً نمونه‌های بارزی از این موارد به وضوح قابل مشاهده هستش: والدینی که پسر ۱۶ ساله اون‌ها نمی‌تونند لوازم مورد نیاز مدرسه‌اش رو به تنهایی جمع کنه، یا دختر ۱۸ ساله‌ایی که قادر به کنترل تضادهای درونی خودش نیست.

لاهی می‌گه: من تصور می‌کردم هنوز کلی زمان دارم تا آموزش‌های لازم رو در اختیارشون قرار بدم، اما در چشم بر هم زدنی اون‌ها ۱۷ ساله شده‌اند.

بنابراین والدین چه روشی رو باید هنگام مواجه با شکست نوجوان در پیش گیرند؟

لاهی در مصاحبه‌ایی با کوارتز به روش‌های ممنوعه و پرورش فرزندانی منعطف اشاره می‌کنه.

کودک و شکست

آخر بازی چیست: لطف مقطعی یا دائم؟

لاهی اعتراف می‌کنه که مقصر هستش، بنابراین قصد داره تغییر کنه. یک روز صبح دید که تکالیف پسرش روی میز جا مانده، علی‌رغم مشکلاتی که ممکن بود رخ بده، تصمیم گرفت که آن‌ها رو برایش به مدرسه نبرد. مصمم بود که اون رو مستقل و مرتب پرورش بده. اون در فیسبوک عقایدش رو با دیگران به اشتراک گذاشت.

اگه همسرتان تلفن همراهش رو در خانه جا بگذاره، آن رو برایش به محل کار می‌برید؟ پاسخ: من که بچه بزرگ نمی‌کنم یا همسرم که بچه من نیست!

نجات کودک در مدرسه و بردن تکالیف به مدرسه باعث می‌شد تا لاهی احساس کند مادری خوب هستش، اما موجب می‌شود تا پسرش هیچ‌گاه نظم و ترتیب را یاد نگیرد. لطف دائمی والدین یعنی رها کردن تکالیف روی میز و اینکه اجازه دهیم متحمل اندکی زحمت شود.

پس از این واقعه، معلم به پسر لاهی تکالیف بیشتری داد و نکاتی را درباره عدم فراموشی تکالیف و نظم به او متذکر شد. لاهی می‌گوید نکات واقعاً به جا و مفید بودند.

راز کثیف فرزندپروری این هستش که کودکان بیش از تصور ما ظرفیت دارند

اجازه بدید به شخصه کارهایش رو انجام بده. تا حالا شده در حین تمیزکاری اسنفج رو از دست کودکتان بکشید چون به جای تمیز کردن بیش‌تر کثیف‌کاری به بار آورده؟

 راز کثیف والدین این هستش که کودکان بیش از آنچه ما تصور می‌کنیم قابلیت دارند، و کشف این به خود ما بستگی دارد. کودکان می‌توانند بدون رشوه ظرف بشورند و اتاق رو تمیز کنند، اما گاهی ما با آشپزخانه‌های شلوغ‌تر و اتاق‌های درهم ریخته‌تری مواجه می‌شویم چون این کارها رو به شخصه و به شیوه خودشان انجام داده‌ند.

لاهی مثالی رو از دانش‌آموزی در مدرسه‌ایی عالی بیان می‌کنه. مادر این کودک سال‌ها در امور فرزندش دخالت کرده، تمام کارهایش رو کنترل و مدیریت نموده با معلم‌ها سر و کله زده و البته به فرزندش غر زده تا کارهایش رو به شخصه انجام بده . اما به جای همه این موارد حتی با عدم پذیرش کودک در مدرسه محلی مواجه شده هستش.

هنگامی که مادرش اون رو به مدرسه برد رنجیده خاطر بود. مادر تصمیم گرفت که دیگه در هیچ کاری دخالت نکند. پسرش شوکه بود. مجبور بود خودش بدون حضور مادرش درباره مشکلاتش از جمله عدم انجام تکالیف یا جلسات با معلم‌ها صحبت کنه. اگر چه هرگز شاگرد ممتاز نبود اما این ابداً ناراحت کننده نبود.

نوجوان و شکست

تلاش کودک رو تحسین کنید نه دستاورد رو

ما عاشق تحسین کردن فرزندان خود هستیم و میخواهیم والدین کودکان موفق باشیم؛ پیشینه این امر به تقویت عزت نفس در سال ۱۹۷۰ باز می‌گردد. اما تحسین کودک برای باهوش‌بودن و نه برای تلاش به مقوله‌ایی موسوم به طرزفکر ایستا  بازمی‌گردد که از سوی محقق موسسه هستند فورد، کارل وک مطرح شد، که در این صورت کودک از چالش‌ها شرمنده می‌شود و فرار می‌کنه. این مطالعه رو مد نظر داشته باشید که در خلاصه‌ایی از آن اینچنین مطرح می‌شود:

محققان به دو گروه دو سری تست آسان می‌دهند. به گروه اول گفته می‌شود شما قادرید به سوالات به درستی پاسخ دهید، چون باهوش هستید. به گروه دوم گفته می‌شه چون سخت تلاش می‌کنید به پاسخ‌های درست دست خواهید یافت. سپس به اون‌ها تست‌های دشوارتری داده شد، این تست‌ها فراتر از توانایی آن‌ها طراحی شده بود. مشخص شد کودکان در گروه باهوش تست رو دوست نداشته و نخوهستشند که ادامه دهند. حال آنکه گروه تلاش تصور کردند باید بیش‌تر تلاش کنند و به استقبال تلاش بیشتر رفتند. سپس تست سومی در اختیار آن‌ها قرار داده شد، تستی آسان. کودکان گروه باهوش به چالش کشیده شدند و نتایج بدتر از تست اول بود، حال آنکه سادگی تست مثل  تست اول بود. گروه تلاش عملکردی عالی داشتند و از گروه باهوش‌ها پیشی گرفتند.

نحوه برخورد با اشتباهات کودکان

و نکته ترسناک این بخش:‌ محققان به کودکان گفتند قرار هستش همین تست‌ها رو در اختیار دانش‌آموزان مدارس دیگر قرار دهند، و از آن‌ها خواستند تا نکته‌ایی درباره نمره کسب شده خود یادداشت کنند. ۴۰ درصد کودکان گروه باهوش درباره نتایج دروغ گفتند، حال آنکه در مقایسه مشخص شد که فقط ۱۰ درصد گروه تلاش درباره نمره کسب کرده دروغ گفته بودند.

اگر فرزندان ببینند که ما شکست می‌خوریم اما دوباره می‌ایستیم و ادامه می‌دهیم، یاد می گیرند که شکست در مسائل به معنای سقوط و نابودی انسان نیست.

لاهی نتایج طرزفکر ایستا را در کلاس‌های خودش نیز مشاهده می‌کند. کودکانی که بیش از حد  برای باهوش‌بودن تحسین شده‌اند، کمترین تلاش را برای موفقیت انجام می‌دهند، هرگز خود را به چالش نمی‌کشند و از ترس اینکه اشتباه کنند و شرمنده شوند از انجام کارهای جدید سر باز می‌زنند.

توصیه وک بسیار ساده هستش: تلاش کودکان رو تحسین کنید و نه دستاوردهای آنان رو. لاهی هم به این توصیه نکته‌ایی را اضافه میکنه: اجازه بدید  فرزندتان خودش با چالش روبرو شود. اگه آن‌ها ببیند که شما هم شکست می‌خورید و دوباره تلاش می‌کنید، آن‌ها هم درمی‌فهمند که شکست به معنای نابودی نیست. اما چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟ جواب شما در آرمیک سافت است.

روحیه‌ایی مثل  پدربزرگ و مادربزرگ‌ها داشته باشید

اغلب ما به دلایل درستی فرزند خود رو به ورزش تشویق می‌کنیم. می‌خواهیم که بدونند، در هوای تازه تنفس کنند، با حضور در کارهای تیمی آشنا شوند و لذت ببرند. اگر هستشعدادی از خود بروز دهند، بسیاری از ما به طور ناگهانی هیجان‌زده می‌شویم، دستورالعمل‌های وحشتناکی برایشان تجویز می‌کنیم و مربیان رو درباره موانع پیشرفت سوال پیچ می‌کنیم که مبادا آن‌ها رو مرتکب بشیم.

برخی از لیگ‌های فوتبال تمریناتی رو در روزهای شنبه در نظر می گیرند که فقط  مخصوص آرام کردن هیجانات غلط والدین هستش.

بروس بران و راب میلر، دو تن از مربیان سابق که مربیگری کنشگرانه و پویا رو پایه‌گذاری کردند از دانشجویان ورزشکار خود پرسیدند که بدترین خاطره شما از دوران نوجوانی یا دوران مدرسه درباره ورزش چیست؟ پاسخ همراهی والدین تا مدرسه بود. توصیه‌ایی قوی و صریح: حمایت بیش از حد کافیست.

لاهی پیشنهاد می‌کنه که اگه به تماشای مسابقه می‌رید، مثل  پدربزرگ و مادربزرگ‌ها تشویق کنید و نه والدین. دانشجویان ورزشکار ترجیح می‌دادند که پدربزرگ یا مادربزرگشون به تماشای مسابقه‌های آن ها بروند، چون حمایت و تشویق آن‌ها غیرقابل پیش‌بینی و بر دستاوردشان متمرکز نیست.

پدربزرگ یا مادربزرگ‌ها از استراتژی مربیان یا سوت‌های داور انتقاد نمی‌کنند. حتی در صورت شکست از نوه خود حمایت می‌کنند بدون هیچ قید و شرطی.

روش صحیح برخورد با اشتباه کودک

معلم رفیق شمهاست، دشمن شما نیست

اگه با معلم خود صحبت کنید از بسیاری مشکلات اجتناب میشه.

لاهی داستان‌های وحشتناکی درباره والدینی که ادعای تغییرات بزرگ دارند و از چالش‌های بزرگ اجتناب می‌کنند برای ما تعریف می‌کنند. چنانچه والدین از معلم بخواهند سخت‌گیری بیشتری نشان دهند، تدریس امری مشقت‌بار برای معلم می‌گرده، حال آنکه برای دانش‌آموزان سخت‌گیری بسیار غیرقابل تحمل و خسته‌کننده هستش.

لاهی لیست بلند بالایی برای بهبود روابط والدین و معلم‌ها پیشنهاد می‌کنند. برخی از اون‌ها بسیار واضحند که نوشتن آن‌ها هم غمناک هستش، دوستانه و مودبانه رفتار کنید؛ به تعلیم و تربیت احترام بگذارید.

شتباه رایج والدین در تربیت کودکان

برخی دیگر از این موارد:

  • پیش از پاسخ به نامه معلم مبنی بر شرایط اضطراری یا انتقاد یک روز تآمل کنید.
  • معلم را در جریان اتفاقات بزرگی که در خانواده رخ می‌ ده قرار بدید.
  • با فرزند خود گفتگو کنید، مسولیت‌هایی رو بهش واگذار کنید و اون رو آماده هم صحبتی با دیگران کنید.

کتاب‌های متعددی در این زمینه‌ها وجود داره و پیام همه آن‌ها این هستش که شکست مساویست با موفقیت.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت والدین در زندگی فرزند و نحوه برخورد با شکست نوجوان چه اهمیتی داره؟ نظرتون رو برای ما بنویسید.

چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

ظرف دو سال گذشته ماندی اسنیدر دختر خود را زیر نظر گرفته. با برنامه‌ها و نرم افزارهایی همچون mspy او توانسته پیام‌ها، عکس‌ها، ویدئوها، برنامه‌های دانلود شده و هیستوری مرورگرهای گوشی دخترش را به طور مخفیانه بازبینی کند. ما در این مطلب از آرمیک سافت زوایای تاریک معایب تجسس در امور فرزندان رو برایتان روشن می‌کنیم و میگیم که چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

چرا والدین نباید در کار فرزندان دخالت کنند؟

اون بابت این موضوع متاسف نیست. تابستان گذشته، کشف کرده که دخترش با پسری قرار می‌گذارد، اون تونست مداخله کنه و از دیدگاه خودش از فاجعه‌ایی جلوگیری کنه. اون می‌دونه که دخترش چندان ساده‌لوح نیست اما دنیای امروز بسیار تغییر کرده. و می‌گه به عنوان مادر یک نوجوان این حجم از تکنولوژی‌ که در اختیار نوجوانان قرار داره من را می‌ترساند.

نقش مضر و مخرب دخالت والدین در زندگی فرزندان

اگرچه تکنولوژی می‌تونه با ارائه راه‌های جدید فرزندان ما رو به مخاطره بیاندازه، اما روش‌هایی رو هم در اختیار والدین قرار می‌ده تا رفتار آن‌ها را زیرنظر بگیرند.

با نرم‌افزارهای ردیابی مثل mspy، نوجوانان امنیت و والدین ردیاب دارند، والدین می‌تونند تماس‌ها، پیام‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی فرزندان خودشون رو چک کنند. حتی می‌تونند مکانی که فرزندانشون در آن حضور دارند رو بیابند. حتی نرم‌افزارهای برای کنترل سرعت در حین رانندگی هم وجود دارد.

اما مرز ظریفی بین حمایت وسواس فکری وجود داره. ابزارهای جدید جاسوسی و دخالت، والدین رو به مرز سرگشتگی می‌کشونه. بلوغ مرحله‌ایی حیاتی در زندگی کودکان هستش که برای یافتن هویت به حریم شخصی و حس استقلال نیاز دارند. حال آنکه که این امر می‌تونه برای والدین غیرقابل تحمل باشه. اگرچه برای والدین بسیار وسوسه‌انگیز هستش که بتونند جوانب تاریک شخصیت فرزند خود رو کشف کنند، اما شواهد حاکی از آن است که صدمات ناشی از تجسس و کنجکاوی بیشتر از مزایای آن هستش.

در نهایت، هدف والدین تربیت انسانی سالم و خودکفاست. روند رشد سالم بلافاصله پس از چهاردست و پا رفتن و نوپایی کودک آغاز می‌شه. اما ایجاد توازن بین استقلال کودک و نگرانی‌های والدین امریست بسیار دشوار.

حریم شخصی کلید رشد در عدم وابستگی فرد هستش. توانایی تجربه حریم شخصی احتمالاً از نیازهای اساسی بشر است که فراتر از فرهنگه. در دوران بلوغ، مغز، بدن و زندگی اجتماعی کودکان به سرعت تغییر می‌کنه. مادامی که با هویتی مستقل و ابراز عقیده آزادانه مسائل را بیازمایند، فضای مناسب برای شکل‌دهی شخصیت خود رو پیدا می‌کنند.

ایجاد حریم شخصی نه تنها مهمه بلکه وظیفه ‌است. وظیفه اصلی بزرگسالان شخصیت دادن به کودکان و احترام گذاشتن به اونهاست، تا از سیطره کنترل والدین خارج بشن. یکی از شفاف‌ترین روش‌ها برای رسیدن به این مقصود دادن حریم شخصی به اون‌هاست.

شواهد موثقی وجود داره که نشان می‌ده دخالت در حریم شخصی کودک، به روابط والد و کودک آسیب می‌رساند. هنگامی که والدین به حریم خصوصی کودک سرک می‌کشند در واقع نشان می‌دهند که به فرزند خود اعتماد ندارند. کنترل بیش از حد، هر‌گونه رابطه‌ایی رو از بین می‌برد.

میل والدین به جاسوسی ابداً برای حفظ امنیت کودک نیست، بلکه بیشتر برای کاهش نگرانی‌های خود آنهاست.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزند

آسیب دخالت والدین در زندگی فرزندان

تجسس پنهانی نمی‌تواند دوام چندانی داشته باشد. زیرا دانش فرزندان در زمینه تکنولوژی بیش از والدین خود است. احتمالاً به سرعت کشف می‌کنند که برنامه‌ایی در حال ردیابی آن‌هاست، پس بی‌آنکه والدین متوجه شوند سیستم را هک کرده، مکان خود را تغییر می‌دهند، تلفن همراه خود را قفل می‌کنند یا اکانت دیگری در شبکه‌های اجتماعی می‌سازند.

در کمال ناباوری، هنگامی که کودک دریابد که نمی‌تواند به والدین خود اعتماد کند، حتی بیش از پیش پنهان‌کاری می‌کند.

 محققان این تاثیر را در مواردی از دانش‌آموزان دبیرستانی هلند به وضوح مشاهده نموده‌اند، طی تحقیقات مشابه در ایالات متحده احساسات درباره عدم وابستگی و استقلال نیز تحت تاثیر تجسس والدین قرار می‌گیرد. محققان از کودکان پرسیدند که آیا والدینتان به حریم خصوصی شما احترام می‌گذارند؟ یک سال بعد، گزارش شد کودکانی که والدین کنجکاوی داشتند رفتارهای پنهانی بیشتری از خود نشان می‌دادند و والدین اذعان داشتند که کنجکاوی بیشتر منجر به عدم اطلاع از فعالیت‌ها، دوستان و رفت و آمدهای فرزندانشان می‌شد.

همواره تجسس بیشتر و عدم رعایت حریم شخصی فرزندان منجر به پنهان‌کاری بیشتر می‌شود. چنانچه والدین رفتارهای مداخله‌جویانه بیشتری از خود نشان دهند، نهایتاً منجر به نتیایج معکوس خواهد شد.

رابطه فرزند و والدین تنها نتیجه‌ی عدم رعایت حریم شخصی کودک نیست. مادامی که فرزندان احساس کنند حریم شخصی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود، منجر به بروز مشکلات روحی موسوم به رفتارهای درونگرایانه همچون اضطراب، افسردگی و سندرم واپسگرایی می‌شود. تحقیقات متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد کودکانی که تحت سرپرستی والدین بسیار مداخله‌گر رشد می‌کنند بیشتر در معرض مشکلات روحی ذکر شده قرار دارند، زیرا اینگونه والدین اعتماد به نفس کودک را در توانایی کسب استقلال نادیده می‌گیرند و از بین می‌برند.

چنانچه والدین حریم خصوصی کودک را رعایت نکرده و اجازه ندهد به شخصه تصمیم بگیرد، کودک شانسی برای یادگیری تصمیم‌گیری فردی نمی‌یابد. والدینی که می‌خواهند به اجبار فرزند خود را راهنمایی کند و دائماً از او در مقابل آسیب‌ها حمایت کند، این امر را نادیده می‌گیرد که بلوغ فرصتی برای آزمودن محدودیت‌هاست.

مصرف الکل. نوجوانانی که مصرف الکل را تجربه می‌کنند اما الکلی نمی‌شوند اغلب سالم‌تر از کسانی هستند که هیچ‌گاه مصرف الکل را تجربه نکرده‌اند. قصد ما این نیست که جوانان را به مصرف الکل ترغیب نمائیم، اما می‌دانیم که دوران بلوغ  دوران کسب تجربه است. ماهیت بلوغ همین است.

اما تعیین مرز حریم خصوصی برای والدینی که از اهمیت آن آگاه هستند نیز دشوار است. این محدودیت و تعیین مرز در هر خانواده متفاوت است، حتی اگر افراد از طبقه‌ اجتماعی و اقتصادی یکسان یا در مجاورت یکدیگر قرار داشته باشند. محققان در این زمینه از اینکه همکاران روانشناس خودشان نیز مادامی که در کنفرانس هستند با دوربین مخفی فرزندان خود را چک می‌کردند، شوکه شدند. این والدین بدون ذره‌ایی تردید کارت اعتباری فرزند خود چک می‌کردند تا دریابند کجا بوده و چه چیزی خریداری کرده است. تکنولوژی مربوط به تجسس‌ والدین در امور فرزندان به سرعت رو به تکامل است، و هیچ معیار قابل قبولی در این زمینه وجود ندارد.

دخالت خانواده

رفتار کنجکاوانه والدین حاکی از عدم اعتماد به فرزند است. کنترل شدید فرزندان قطعاً به روابط بین فرزندان و والدین آسیب می‌رساند.

فرزندان نیز باید مرز بین استقلال و حریم خصوصی را دریابند. این نکته باید مد نظر گرفته شود که در یک طرف فرزندانی قرار دارند که برای پرورش و رشد عدم وابستگی سالم به فضای کافی نیاز دارند، اما در طرف دیگر نیز والدینی هستند که نگران فرزند خود می‌باشند. به عنوان مثال دارلینگ مادریست که از فرزند خود می‌خواهد تا نرم‌افزار یافتن گوشی آیفون خود را روشن کند تا در صورت عدم دسترسی به وی بتواند با او تماس بگیرد. و هنگامی که پسر او شب به خانه بازنمی‌گردد او مجبور می‌شود تا با نرم‌افزار به گوشی او سرک کشیده، شماره دوستان او را بیابد و با آن‌ها تماس بگیرد، گرچه برای پسرم ناخوشایند بود اما ساعت ۳ صبح بود و من هم نگران بودم.

هنگامی که والدین در مسائل شخصی فرزند خود، همچون استراق سمع یا خواندن پیام‌های خصوصی کنجکاوی می‌کنند اغلب نوجوانان تصور می‌کنند به حریم شخصی آن‌ها تجاوز شده است. اما اکثر نوجوانان درک می‌کنند که وضع محدودیت‌ها برای حفظ امنیت آن‌ها در زمینه مصرف عدم مواد مخدر یا آگاهی از وضعیت آن‌ها پس از خروج از مدرسه است. والدین باید بدانند فرزندشان پس از مدرسه به کجا می‌رود.

البته مرز مسائل مربوط به امنیت نیز چندان شفاف نیست. در اکثر جوامع، کودکی دوران امنیت است. طبق آمار دفتر بازرسی فدرال، نرخ جنایات خشونت‌آمیز بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۱ تا ۴۸٪ کاهش داشت. نرخ مرگ و میر کودکان نیز در این سال‌ها کاهش یافت. طبق گزارشات تعداد کودکان مفقود شده نیز بسیار پایین بود.

با این وجود، برخی از محققان بر این باورند که فشارهای فرهنگی بر والدینی که فرزندان خود را بدون مراقب در پارک یا مکان‌های عمومی رها کرده‌اند هرگز تا این حد نبوده است.

بسیاری از محققان این تغییر را به رسانه‌های مدرن منتسب می‌دانند که دائماً اخبارهای وحشتناکی درباره سرقت و خطراتی که کودکان را تهدید می‌کند، منتشر می‌کنند. رسانه‌ها این ترس را گسترش می‌دهند و این ترس منجر به محدودیت بیشتر کودکان، نوجوانان و حتی جوانان می‌گردد. همین امر با احساس نیاز فرزندان با استقلال در تناقض است.

کاهش وابستگی و دخالت بزرگ ترها

دخالت والدین در زندگی فرزندان چرا نه؟

قطعاً برخی از کودکان در مناطق خطرناک زندگی می‌کنند. و مراقبت شدید از اینگونه کودکان امری ضروریست. نتایج مطالعاتی که در دانشگاه ویرجینیا انجام شده حاکی از آن است که بچه‌های طبقه متوسط در زمره افراد کم‌خطر طبقه‌بندی می‌شوند، مادران این طبقه حریم خصوصی فرزندان خود را رعایت نمی‌کنند و بالطبع ارتباط آن‌ها با مادرانشان در بدترین وضعیت قرار دارد و عملکرد اجتماعی آن‌ها با دیگران وضعیت بسیار نامطلوبی دارد. اما کودکانی که در طبقه پایین جامعه طبقه‌بندی می‌شوند، اگرچه در گروه پرخطر جای می‌گیرند اما طبق گزارشات روابط بهتری با مادران خود دارند و با وجودی که مادرانشان از اقتدار بیشتری برخوردار بودند اما فرزندانشان مشکلات رفتاری کم‌تری نشان دادند.

اما در بسیاری از جوامع والدین بیشتر برای رفع نگرانی خود به تجسس در امور فرزندان می‌پردازند تا اینکه فرزند خود را در امان نگه دارند. حرف آخر اینکه، چنانچه درصدد ارضای حس کنجکاوی خود هستید، و تحمل اندکی در کشف ابهامات دارید، فرصت کافی برای تصمیم‌گیری بهتر در اختیار فرزند خود قرار نخواهید داد.

تحقیقات نشان می‌دهد والدینی که بیشتر در امور فرزندان خود تجسس و کنجکاوی می‌کنند از اعتماد به نفس کمتری برخوردارند، اضطراب بیشتری در برقراری ارتباط با فرزند خود دارند، نگران‌ترند و اغلب از پیچیدگی‌های رفتاری فرزند خود آگاه نمی‌شوند. تجسس کردن در امور فرزندان بیشتر از آنکه جنبه‌هایی از شخصیت کودک را آشکار سازد، شخصیت والدین را آشکار می‌کند.

هنگامی که پای تعیین محدودیت‌های سالم در میان باشد، روانشناسان معتقدند ارتباط مناسب مانع از کنجکاوی می‌شود و کودکانی که مسائل خود را با والدین خود در میان می‌گذارند سازگارتر هستند. نهایتاً بهترین روش برای آنکه بدانید چه خبر است، باید از فرزندتان بپرسید که چه خبر؟

برخی از والدین بر این باورند که چک کردن رفتارهای فرزندشان موجب بهبود روابطشان شده است. سیندرا مادری است که می‌گوید: نصب برنامه ردیاب در تلفن همراه دخترم باعث شد تا بتوانیم درباره مسائلی از قبیل روابط جنسی، موادمخدر، خودکشی و دوستانش صحبت کنیم. چون مکالماتی که با دخترم با دوستانش داشت را خواندم و متوجه شدم در ذهن او چه خبر است. البته من باور نمی‌کنم که بتوان با نصب اینگونه برنامه‌ها روابط محترمانه خود را با فرزندم ادامه دهم.

با این وجود، احتمالاً تمام والدین برای بهبود روابط  و صرفاً گفتگو با فرزند برنامه‌های جاسوسی را نصب نمی‌کنند. واضح است که حریم شخصی و خصوصی برای اینکه کودک به بزرگسالی سالم تبدیل شود از اهمیت ویژه‌ایی برخوردار است. اکنون مداخله در حریم شخصی دیگران از هر زمان دیگری ساده‌تر است، اما هر بار که وسوسه شدید تا از این حریم عبور کنید سوالاتی دشواری پیش روی شما قرار می‌گیرد.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت والدین در حریم خصوصی بچه ها چه آسیب هایی به اونها میزنه؟ نظر و پیشنهادتون رو برای ما بنویسید.

۷ ویژگی‌ مشترک والدین کودکان موفق

همه کسانی که فرزند دارند یا امیدوارند که داشته باشند، تمایل دارند که فرزندشان دردسرساز نباشه، در مدرسه موفق بشه، موفقیت‌هاش ادامه دار بوده تا در دنیای حرفه‌ایی عملکردی عالی داشته باشه.اگرچه دستورالعمل قاطعی برای پرورش کودکان موفق وجود نداره، اما تحقیقات روانشناسی چند فاکتور برای پیش‌بینی موفقیت ارائه می‌ده که امروز در آرمیک سافت اون ها رو بررسی می کنیم:

7 ویژگی‌ مشترک والدین کودکان موفق

۱- انتظارات زیادی از فرزند خود دارند

بر اساس داده‌های به دست آمده از مرکز مطالعات ملی، ۶۶۰۰ کودک متولد شده در سال ۲۰۰۱ که در دانشگاه کالیفرنیای لس‌آنجلس توسط نیل هالفون و همکارانش انجام شده، مشخص شد که انتظاراتی که والدین از فرزند خود دارند تاثیر زیادی در دستاوردها و موفقیت آنان داره.

به نظر می‌رسه والدینی که آینده فرزند خود رو در دانشگاه رفتن می‌بینند، فارغ از درآمد و سرمایه خود اون رو به سوی این هدف سوق می‌دهند.

یافته‌ها بر اساس تست‌های استاندارد: بدترین نتایج ۵۷٪ و متعلق به کودکانی بود که والدینشان انتظار داشتند اون‌ها به مقطع دانشگاه برسند، حال آنکه بهترین نتایج ۹۸٪ بود که از آن‌ها انتظار می‌رفت تا حتماً به دانشگاه بروند.

این یافته‌ها در راستای یافته‌های روانشناسان دیگه بود: تاثیر پیگ‌مالیون، حاکی از آن هستش که انتظارات از یک فرد می‌تونه پیشگویی محقق قلمداد بشه.

در مورد کودکان، آن‌ها مطابق انتظارات والدین خود زندگی می‌کنند.

۲- موقعیت اقتصادی اجتماعی بالایی دارند

متاسفانه، یک پنجم کودکان امریکایی در فقر رشد می‌کنند، شرایطی که ظرفیت‌های کودکان رو شدیداً محدود می‌کنه.

این شرایط رو به وخامت هست. طبق تحقیقات سین ردن در دانشگاه استندفورد،  شکاف دستاوردها و موفقیت‌های طبقه مرفه و طبقه کم ‌درآمد بین کودکانی که در سال ۲۰۰۱ متولد شده‌اند و افرادی که ۲۵ سال زودتر از آن‌ها متولد شده‌اند حدوداً ۳۰ تا ۴۰٪ هستش.

 همانطوریکه دن پینک خاطر نشان می‌کنه، هر چه درآمد والدین بیشتر باشه، امتیاز تست‌های استاندارد  کودکانشون بالاتره.

او در ادامه می‌گه: عدم دغدغه‌های ذهنی و مشغله‌های گران قیمت طبقه اجتماعی اقتصادی بالا منجر به دستاوردهای علمی و عملکرد بهتر می‌گرده.

موفقیت فرزند‌تان

۳- سطح علمی و تحصیلات بالاتری دارند

یافته‌های مطالعاتی در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه روانشناسی میشیگان توسط ساندرا تنک نشان داد مادرانی که مقطع دبیرستان یا دانشگاه را به اتمام رسانده‌اند احتمالاً کودکانی تحصیل‌کرده پرورش می‌دهند.

آمار به دست آمده از ۱۴۰۰ کودک که در سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۷ وارد مهدکودک شده‌اند، نشان داد احتمال اینکه کودکان متولد شده از مادران نوجوان(۱۸ ساله یا کمتر) به دبیرستان یا دانشگاه راه یابند بسیار کمه.

 در سال ۲۰۰۹ تحقیقی توسط اریک دوبو در دانشگاه روانشناسی امریکا بر روی ۸۵۶ کودک انجام شد، یافته‌ها حاکی از آن بود که سطح علمی والدین در ۸ سالگی کودک به طرز قابل توجهی چشم‌انداز موفقیت علمی و شغلی آن‌ها را در ۴۰ سال بعد از پیش نمایان می‌سازه.

۴- زمینه‌ فراگیری مهارت‌های علمی در سن کم را برای فرزند خود فراهم می‌کنند

در یک بررسی عظیم بین ۳۵۰۰۰ کودک پیش دبستانی در امریکا، کانادا و انگلستان مشخص شد فراگیری مهارت‌های ریاضی در سنین کم مزایای گسترده‌ایی داره.

گریک دانسن، محقق دانشگاه در مصاحبه‌ایی گفت: برترین مزیت فراگیری مهارت‌های ریاضی، اعم از شمارش اعداد، ترتیب اعداد و دیگر مفاهیم بنیادین ریاضی در سنین کم، در دوران ابتدایی، منجر به موفقیت تحصیلی در آینده می‌گرده. پیشرفت در مهارت‌های ریاضی در سنین کم نه تنها موجب موفقیت در زمینه ریاضی می‌گرده، بلکه موفقیت در مهارت خوندن رو در آینده براشون تضمین می‌کنه.

۵- مراقبت دقیق و مسئولانه‌ایی دارند

قبلا ده روش برای بزرگ کردن بچه های باهوش رو در اختیارتون گذاشتیم و اینبار نوبت تربیت کودکان موفق هستش. در سال ۲۰۱۴ مطالعه‌ایی ۲۴۳ نفر که در فقر متولد شده بودند را مورد بررسی قرار داد، نتایج نشان داد کودکانی که در سه سال اول تولد مراقبت‌های دقیق و حساسانه دریافت می‌کنند نه تنها در تست‌های علمی کودکی بهتر عمل می‌کنند، بلکه روابط سالم‌تر و دستاوردهای علمی عالی‌تری در دهه سی زندگی خود خواهند داشت.

همچنان که در وبلاگ روانشناسی گزارش شده، والدین مسئول و دقیق والدینی هستند که به نیازهای فرزند سریع و صحیح پاسخ می‌دهند و بستری امن برای کشف جهان برای فرزند خودشون فراهم می‌کنند.

لی رابی روانشناس دانشگاه مینوسوتا معتقد هستش سرمایه‌گذاری بر روابط والد و فرزند در سال‌های اولیه زندگی سبب می‌شه تا تاثیرات اون در آینده به زندگی کودک بازگرده.

والدین بچه‌های موفق

۶- از اتلاف وقت با کودک اجتناب می‌کنند

طبق تحقیقات اخیر بریج اسکالت که در واشنگتون پست منتشر شد، ساعاتی که مادران با کودکان بین ۳ تا ۱۱ ساله خود سپری می‌کنند بر نحوه رفتار، سلامت و دستاوردهای کودک تاثیرگذار هستش.

اما گاهی مراقبت‌های بیش از حد مادرانه و حضور همه جانبه والدین نتیجه معکوس داره.

کی ناماگوچی معتقد هستش استرس مادرانه، به ویژه هنگامی که این استرسی ناشی از مشغله مادران و تلاش برای وقت گذراندن با فرزند باشه، می‌تونه تاثیر ناخوشایندی بر فرزندان داشته باشه.

سرایت احساسی یک پدیده روانشناسی هستش که افراد تحت تاثیر احساس دیگران قرار می‌گیرند. محققان ثابت کردند اگر دوست شما شاد باشه، این خوشی بر شما تثیر می‌گذاره، اگر غمگین باشه، افسردگی اون به شما منتقل می‌شه. پس اگر مادر(یا پدری) مستاصل یا ناامید باشد، این احساسات به کودک منتقل می‌شه.

۷- طرز فکری رشدیافته را به کودک آموزش می‌دهند

موفقیت کودکان از همین امر نشأت می‌گیرد، در عین حال دستاوردهای آن ها رو تضمین می‌کنه. طی دهه‌ها تحقیق، روانشناس دانشگاه استندفورد، کارول وک دریافت که کودکان(و بزرگسالان) به یکی از دو روش زیر درباره موفقیت فکر می کنند.

فرض طرزفکر ایستا بر این هستش که شخصیت، هوش و توانایی‌های خلاقانه ثابت و ایستا هستند و نمی‌توان تغییر محسوسی در آن‌ها ایجاد نمود و موفقیت در گرو هوش ذاتی و ارثی است، ارزیابی آن‌ها نیز مساوی استاندارهای ثابت  است؛ تلاش برای موفقیت و اجتناب از شکست به هر قیمتی روش حفظ هوش یا مهارت است.

از طرف دیگر فرض طرز فکری رشدیافته  بر این است که می‌توان بر توانایی‌ها تاثیر گذاشت و همین امر کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در طرز فکر ایستا به کودک گفته شود عملکرد عالی تو در آزمون به دلیل هوش ذاتی توست. حال آنکه طرزفکر رشد یافته موفقیت کودک را به تلاش او وابسته می‌داند.

وک تحقیقی را روی کودکان ۴ ساله انجام داد و از آن‌ها خواست تا پازلی سخت یا ساده را انتخاب کنند. کودکانی که طرز فکر ایستا داشتند پازل ساده را انتخاب کردند، زیرا اینگونه پازل‌ها توانایی‌های ذاتی آن‌ها را اثبات می‌نمود. کودکان با طرز فکر رشدیافته پازل‌ دشوار را انتخاب کردند، زیرا آن را فرصتی برای یادگیری قلمداد می‌کردند.

پاپ وا نیز خاطرنشان می‌کند که کودکان ایستا پازل ساده می‌خواهند زیرا اینگونه پازل‌ها کمک می کند تا باهوش و در نتیجه موفق به نظر برسند؛ کودکان رشد یافته از آن جهت پازل دشوار را انتخاب می‌کردند که حس موفقیتشان به ‌باهوش‌تر شدنشان گره خورده است.

پس هنگامی که کودکان را تحسین می‌کنید، بابت هوششان به آن‌ها تبریک نگید، بلکه برای تلاشش,ن از آن‌ها قدردانی کنید.

چگونه کودک موفقی داشته باشیم ؟

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

تو این مطلب هفت ویژگی پدر و مادر بچه های موفق رو با هم مرور کردیم. نظر شما چیه؟ پیشنهادتون رو برای ما بنویسید.

کافئین و بارداری: عوارض و توصیه های مصرف چای و قهوه در دوران بارداری

زمانی که باردار هستید باید بیشتر به رژیم غذایی و سلامتی خود اهمیت می دهید. شما باید از مصرف الکل، سوشی و خوردن ماهی خام، تنوع خوردن پنیر صرف نظر کنید. اما کافئین چطور؟ آیا باید از نوشیدن قهوه صبحگاهی هم صرف نظر کنید، با آرمیک سافت همراه باشید تا جواب سوالات رو پیدا کنید.

کافئین و بارداری: عوارض و توصیه های مصرف چای و قهوه در دوران بارداری

مصرف کافی میکس در دوران بارداری

کافئین ماده ای است که در بسیاری از ماده های غذایی، نوشیدنی ها و تنقلات ها وجود داره. حتی اگه بخواین هم حذف کردن کامل کافئین در دوران بارداری کار خیلی سختیه. خوشبختانه نیاز نیست به فکر حذف کاملش باشید و مصرفش رو فقط باید به مقدار کم و متوسط در طول روز برسونید. راستی اگه دنبال نحوه تشخیص جنسیت جنین از سونوگرافی هستید به مطالب قبلیمون سر بزنید.

عوارض مصرف کاپوچینو در بارداری

اگرچه کمی زمان میبره تا بدن مادر از کافئین پاک بشه اما خانم های باردار می تونند مقدار کم تا متوسطی مصرف کنند.  اگرچه ممکنه کسایی که قبل از بارداری با این ماده هیچ مشکلی نداشتن با مصرفش در دوران بارداری دچار عوارض بشن و نتونن حتی طعم و عطرش رو تحمل کنند.

مصرف کافی میکس در دوران بارداری

اما اگه در دوران بارداری به طعم و عطر کافئین حساسیت ندارید، عوارضش رو بدونید:

  • محرک محسوب میشه: محرک ها ضربان قلب و فشار خون رو بالا می برند. ممکنه شما رو بیدار نگه دارند و بهتون انرژی بدن اما مصرف بیش از حد کافئین در بارداری باعث لرزش و افسردگی میشه.
  • ادرارآور هستش: ادرار بیش از اندازه موجب کم شدن آب بدن میشه و باعث میشه بیشتر تمایل به ادرار داشته باشید. در حالت عادی و با مصرف معمول کافئین میتونید با نوشیدن آب کمبودش رو جبران کنید.
  • اعتیاد آوره: با مصرف معمول و هر روزه بدن شما عادت میکنه به کافئین و اگه به صورت ناگهانی مصرفش رو قطع کنید ممکنه عوارضی همچون سردرد، تحریک پذیری و خستگی رو تجربه کنید.

تازه ممکنه بعد از بدنیا اومدن نوزاد دچار علائمی مثل تحریک پذیری، لرزش، و الگوهای خواب مختل شده  بشه. اگه بتونید مصرف کافئینتون رو کم و کنترل کنید و به زیر ۲۰۰ گرم در روز برسونید، برای نوزاد شما شرایط بهتر خواهد شد.

عوارض مصرف کاپوچینو در بارداری

تاثیر قهوه در باردار شدن و نکات مهم مصرف کافئین در بارداری

خانم ها اکثرا فکر می کنند که آیا مصرف قهوه، کافی میکس و نوشیدنی های این چنینی باعث نقص مادرزادی، زایمان بارداری، زایمان زودرس و یا مشکلات دیگر می شود یا خیر. تحقیقات نشان داده اند که بله اما مصرف مقدار کم و کنترل شده کافئین برای نوزاد مشکلی ایجاد نمیکنه و برای مادر هم لذت بخشه. اما اگه کافئین با دوز بالا مصرف بشه مکلاتی از قبیل: نقص های مادرزادی، سقط، زایمان زودتر از موعد و تولد نوزاد با وزن خیلی کم رو به همراه داره.

میزان کافئین موجود در خوراکی ها و نوشیدنی های پر طرفدار

بعضی از محصولات مشتق قهوه هستند که شاید قهوه عادی نباشند اما حتما کافئین دارند. اما نوشیدنی هایی که در مواد اولیه شان روی بسته بندی کافئین نوشته نشده صرفا بدون آن نیستند. در اینجا به تعدادی از خوراکی ها و میزان کافئین آن اشاره می کنیم.

مصرف نسکافه در دوران بارداری

نام خوراکی مقدار میزان کافئین
قهوه معمولی (آماده شده در خونه) یک فنجان ۹۵ میلی گرم
قهوه بدون کافئین یک فنجان ۲ میلی گرم
قهوه سرخ شده کافه ای یک فنجان ۱۵۰ میلی گرم
چای سیاه یک چای کیسه ای ۴۰ میلی گرم
چای سبز یک چای کیسه ای ۲۰ میلی گرم
شیر شکلات یک لیوان ۹ میلی گرم
شکلات تلخ یک انس ۱۲ میلی گرم
نوشابه سیاه یک قوطی ۳۴ میلی گرم
نوشابه رژیمی یک قوطی ۴۶ میلی گرم

خوردن قهوه در بارداری

در نهایت وقتی که باردار هستید سعی کنید بهترین تصمیمات رو برای کودک خودتون بگیرید. بهترین گزینه همیشه مشورت گرفتن از پزشکتون هستش چرا که اون از وضعیت نوزاد کاملا با خبر بوده و با توجه به شرایط شما رو راهنمایی می کنه.

اگه عاشق قهوه یا نوشابه نیستید، یک هیچ از بقیه مامان های باردار جلو زدید و اگه عاشق قهوه اید باید کمی مراقب باشید. در هر صورت تا جایی که مصرف شما به نحوی نباشه که برای نوزاد بد نشه و آزار نرسونه و دیابت بارداری ندارید، مشکلی نداره. هیچ کاری رو بیش از حد انجام ندین و تا حالا میزان کافئین غیر خطرناک  برای مادران باردار ۲۰۰ میلی گرم در طول روز معرفی شده.

خوردن کاپوچینو در اوایل بارداری

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما مصرف چای در بارداری هم باید کنترل شده باشه؟ نظراتتون رو برای ما بنویسید.

با والدین بد چگونه رفتار کنیم؟ راه حل بلند مدت رفتار بد والدین با من چیست؟

تناقض و عدم تفاهم با والدین امری عادیست. اما اینکه والدین به خاطر مسائل جزئی به فرزند خودشون توهین کنند، اون رو تحقیر کرده، انتقاد کنند، یا اینکه حس ترس و عدم امنیت رو در اون به وجود آورند ابداً عادی نیست. تعامل با والدینی که اشک شما رو درمی‌آورند بسیار دشوار سخته. اما با قدرت و هوش می‌توان از عهده این موقعیت دشوار براومد و رفتار بد والدین رو برطرف کرد. در اسلام توصیه‌های متعددی درباره احترام متقابل بین فرزندان و والدین بیان شده است. پس علاوه بر اینکه والدین می‌تونند فرزندان خودشون رو نفرین کنند، فرزندان هم می‌توانند پدر یا مادر بد رو نفرین کنند.

قصد ما در این مقاله از آرمیک سافت این است که نحوه رفتار با والدین بد یا والدینی که بدزبان هستند و از فرزندان خود حمایت نمی‌کنند یا تعهدی در قبال فرزندان خود احساس نمی‌کنند رو به شما آموزش بدیم. چنانچه احساس می‌کنید در خانه  از امنیت جانی برخوردار نیستید، باید با اورژانس اجتماعی تماس بگیرید و آن‌ها رو در جریان قرار بدید.

با والدین بد چگونه رفتار کنیم؟ راه حل بلند مدت رفتار بد والدین با من چیست؟

با پدر و مادر بداخلاق چه کنیم؟ راهکارها

۱.  موقعیت رو درک کنید. باید درک کنید که بدرفتاری والدین اصلاً ارتباطی به شما و نحوه رفتار شما نداره. برای اینگونه والدین مهم نیست در چه شرایطی دشواری رشد می‌کنید، اون‌ها انتخاب کرده‌اند که با شما اینگونه رفتار کنند. رفتارهای بد اون‌ها ناشی از خطاها‌ی شما نیست، بلکه مصمم هستند که با شما بدرفتاری کنند.

والدین خوب اجازه نمی‌دند فرزندشون بابت اشتباهات خودش احساس گناه کنه، مگر آنکه فرزندشون رفتارهای بسیار ناشایستی انجام بده. والدین خوب به فرزند خودش آموزش می‌دهند، اون رو تشویق و هدایت می‌کنند.

والدین بد

۲. به خاطر داشته باشید که رفتارهای خشونت‌بار ناشی از عدم بلوغ احساسی هستش. والدین بد گاهی مثل یک کودک رفتار می‌کنند، کج‌خلقی و قهر می‌کنند تا حرف خودشون رو به کرسی بنشانند.

البته شما مجبور نیستید کج‌خلقی‌های مادر بد زبان یا پدر بداخلاق خودتون رو تحمل کنید.

۳. قطعاً موافقید که هرگز نمی‌شه رضایت اینگونه والدین رو جلب کرد. عدم رضایت و انتقاد‌های مکرر جزئی از شخصیت اون‌هاست، بدان معنا که مهم نیست چقدر عالی باشید، هیچ چیز تغییری در رفتار آن‌ها ایجاد نمی‌کنه. هرچقدر هم شایسته تحسین باشید آن‌ها هرگز رفتار شما رو تائید نخواهند کرد.

حتی اگه در رقابتی دشوار پیروز بشین یا مقامی عالی کسب کنید و یا حتی رئیس جمهور بشید، بهانه‌ایی جدید برای انتقاد خواهند یافت. تغییر رفتار شما تغییری در نحوه رفتار آن‌ها ایجاد نخواهند کرد.

با پدر و مادر بداخلاق چه کنیم؟

چنانچه به هیچ وجه شما را تائید نمی‌کنند، پس شما مشکلی ندارید. پس معلومه مشکل از خود آن‌هاست و شما خوب هستید.

۴. به خاطر داشته باشید که شما نمی‌تونید رفتار والدین خود رو تصحیح کنید. هر چقدر هم آرزو کنید نمی‌تونید اون‌ها رو به آدم‌های خوبی تبدیل کنید. حتی اگر روزی یاد بگیرند که مهربان شوند، شاید دهه‌ ها یا سال‌ها طول بکشه. فقط می‌تونید به خوبی از خودتون مراقبت کنید.

حتی اگه تا حدودی اون‌ها رو تحت تاثیر قرار داده و به انسان‌های خوبی تبدیل کنید، بدانید که این وظیفه شما نبوده. شما فرزند اون‌ها هستیدو اون ها والد و مسئول شما هستند.

۵. انتظارات خود رو به حداقل برسانید. انتظار نداشته باشید که مهربان‌تر شوند یا از اشتباهات خود دست بردارند یا کمتر انتقاد کنند. به احتمال زیاد اون‌ها تغییر رویه نخواهند داد. احتمالاً هیچ وقت در کنار اون‌ها احساس آرامش نخواهید کرد.

گاهی مادران بدزبان پس از اینکه فرزند یا فرزندانشان از اون‌ها جدا می‌شوند کمی مهربانتر می‌شوند، چون میفهمند که در صورت بدرفتاری فرزندشان دیگر مجبور نیست اون‌ها رو ببیند. البته ممکنه این اتفاق هرگز در خانواده شما نیفتد و شاید هم بیفتد.

نفرین فرزند به پدر و مادر

۶. فرق بین والدین بد و والدین بدزبان (سوء استفاده کننده‌های احساسی) رو بدانید. والدین بدزبان از تکنیک‌های خاصی برای کنترل فرزندان خود بهره می‌برند. اون‌ها نه تنها کمکی به شما نمی‌کنند، بلکه ارزش شما رو هم درک نمی‌کنند. حال آنکه والدین بد به شما آسیب می‌رسونند. سوء استفاده احساسی می‌تونه بسیار وحشتناک باشه و زخم‌های عمیقی بر روح شما بر جای می‌گذاره و موجب تنفر از والدین می‌گرده. در اینجا به چند مورد از اقدامات والدین بدزبان اشاره می‌کنیم:

طرد و عدم پذیرش: دادن القاب زشت، توهین‌های شخصی، طعنه‌های خصمانه، تحقیر و تمسخر، رفتار خودپسندانه، تبعیض، خوارشمردن.

نادیده گرفتن: قهر کردن، امتناع از برقراری روابط عاطفی، عدم پذیرش نیازهای فرزند.

ترس و وحشت: تهدید، خشم مفرط و القای حس حقارت، سرزنش.

تنها گذاشتن: جدا کردن از دوستان برای مدت طولانی، ممانعت از حضور فرزند در جمع، تنبیهات مفرط، تلاش در جهت شوراندن فرزند علیه دیگران یا شوراندن دیگران علیه فرزند، القای این حس که در صورت درخواست کمک با عدم پذیرش از سوی دیگران مواجه خواهید شد.

گمراه کردن: دادن مواد مخدر یا الکل، آموزش تقلب، تشویق به بی‌بند و باری، تشویق به سوء استفاده از دیگران.

استثمار: وادار کردن به انجام کارهایی فراتر از سن فرزند، اجبار به انجام کارهایی که علاقه‌ایی به اون نیست، انتظارات غیر‌منطقی در انجام امور منزل یا وظایف دیگه.

نظارت شدید: چک کردن موبایل، دفترچه خاطرات، ایمیل یا هیستوری کامپیوتر، چک کردن دائم هنگامی که فرزند خارج از خانه هستش، درآوردن قفل‌ها یا درهای اتاق برای ممانعت از بستن درب اتاق.

تخریب شخصیتی: القای حس شکست، دست کم گرفتن موفقیت‌های فرزند، فیلم‌برداری از تنبیهاتی که روی فرزند انجام می‌ده و گذاشتن اون‌ها در اینترنت.

تحلیل روانی یا بازی ذهنی: القای این حس که شما بیش از حد حساس هستید ، تقویت حس گناه برای ایجاد محدودیت‌، دروغگویی درباره گذشته، سرزنش فرزندی که مورد سوء استفاده قرار گرفته، القای حس دروغگویی یا اینکه درباره همه چیز اغراق می‌کنید.

مادر بدجنسدعا برای پدر بد اخلاق

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما چرا بعضی از بچه ها میگن از پدر و مادرم متنفرم ؟ چطور میشه والدین بد رو درک کرد و باهاشون زندگی کرد؟ نظرات و پیشنهادات خودتون رو برای ما بنویسید.

دروغگویی در کودکان و طبیعی بودن آن

چند هفته پیش پسر سه ساله من مثل شب‌های دیگه دندان‌هاش رو مسواک زد و به تختش رفت. در حین شب به خیر گفتن، پسرم گفت من باید به دستشویی برم. اما فقط شش دقیقه از دستشویی قبلیش گذشته بود. مشکوک شدم که می‌خواد به بهانه‌ایی به تخت برنگرده. رفت و روی دستشویی فرنگی نشست. منتظر موندم. برای اولین بار متوجه شدم که پسرم در حال دروغگویی هستش. چون شب بعد هم همین اتفاق افتاد. متحیر شده بودم، نمی‌دونستم چه کاری باید انجام بدم.

 

دروغگویی در کودکان و طبیعی بودن آن: والدین باید به کودکان آموزش دهند که دروغ نگویند

علت دروغگویی در کودکان

بنابرین مقاله‌هایی که درباره دروغگویی کودکان در آرمیک سافت وجود داشت رو مطالعه کردم. خیلی زود متوجه شدم مقالات فرووانی درباره علل دروغگویی و نحوه برخورد با کودکان و نوجوانان دروغگو وجود داره، چون روانشناسان با مطالعه چگونگی و زمان آغاز دروغگویی کودکان به دیدگاه‌های جدیدی درباره رشد روانی دست پیدا می کنند. البته من به موارد کاربردی علاقه بیشتری داشتم: چطور فرزندم رو از معضل جامعه ستیزی دور نگه دارم؟ با مطالعه چندین و چند مقاله و تعداد زیادی تماس تلفنی فهمیدم که دروغگویی کودکان و نوجوانان امری کاملاً طبیعی هست، در واقع از علائم رشد طبیعی و درست است. البته والدین می‌تونند اقداماتی رو در جهت تقویت راستگویی فرزندانشون به کارگیرند، اقداماتی که از نظر من کاملاً صحیح هستند.

دروغگویی در کودکان پیش دبستانی

کنگ لی دکتروی روانشناسی بالینی در دانشگاه تورنتو که به مدت ۲۰ سال به معضل دروغگویی کودکان پرداخته معتقد است:  اگه کودک شما دروغ می‌گه، بسیار بسیار طبیعیه. معمولاً کودکان برای پوشاندن خطاهای خود از سن ۲ و نیم تا ۳ سالگی دروغگویی رو آغاز می‌کنند. مطالعه‌ایی در سال ۱۹۸۹ از سوی محققان دانشگاه پزشکی نیوجرسی انجام شد، در این تحقیق کودکان ۳ ساله رو به تنهایی به اتاقی مجهز به دوربین مخفی و آینه فرستادند، درون اتاق میزی قرار داشت که کودکان باید دور میز می‌نشستند. محققان به کودکان می‌گفتند روی میز اسباب‌بازی هیجان‌انگیزی وجود داره اما نباید به آن نگاه کنند. سپس خود محققان اتاق رو ترک می‌کردند. اون‌ها یا پس از اینکه کودک دزدکی نگاهی به میز می‌انداخت و یا پس از گذشت ۵ دقیقه به اتاق بر می‌گشتند و از کودک می‌پرسیدند آیا به میز و اسباب‌بازی نگاه کردی یا خیر؟ ۳۸ درصد از کودکانی که دزدکی نگاهی به اسباب‌بازی انداخته بودند، به محققان اطمینان خاطر می‌دادند که اسباب‌بازیها رو ندیده‌اند. در مطالعه‌ایی مشابه در سال ۲۰۰۲، لی دریافت که در ۵۴ درصد از کودکاناز سن سه سالگی دروغ رو شروع می کنند، حال آنکه بیش یک سوم کودکان ۴ تا ۷ ساله به دروغگویی می‌پردازند.

دروغگویی در کودکان پیش دبستانی

اغلب مواقعی که کودک دروغ می‌گه، علائمی از خطا یا شیطنت مشاهده نمی‌شه، بلکه فقط ناشی از رشد مهارت‌های روانشناختی اون‌هاست. یکی از موارد تئوری ذهن هستش، که حاکی از توانایی تشخیص این امره که دیگران عقاید و احساس متفاوتی نسبت به شما دارند. در دروغگویی کودک کاملاً آگاه است که گلدان رو شکسته اما بر این باوره که شما از آن اطلاع ندارید. دروغگویی در عین حال به عملکردهای اجرویی، شامل مجموعه‌ایی از مهارت‌ها از قبیل حافظه فعال، کنترل بازدارنده و توانایی‌ برنامه‌ریزی احتیاج داره. کودک مجبوره واقعیت رو پنهان کنه و واقعیتی دیگر رو جایگزین کنه، درباه آن صحبت کنه و آن رو به خاطر بسپاره. باید گفت خسته نباشی کودک عزیزم!

بنابراین کودکانی که دروغ می‌گن مهارت‌های شناختی مهمی رو به معرض نمایش می‌گذارند. اما به طور متناقض درباره جزئیات مسائل دروغ می‌گن، چون مهارت‌های شناختی گسترده‌ایی ندارند. قبل تر هم در این باره مطلب نوشته‌ام، کودکان حساس و عجول هستند، آن‌ها با موانع بازدارنده دست و پنجه نرم می‌کنند. آن‌ها دائماً چنگال خود به بازوی خواهر یا برادر خودشون می‌کوبند. بعد برای پوشاندن اشتباهات خودشون دروغ می‌گن تا تنبیه نشن. به عبارت دیگه، کودکان درباره جزئیات مسائل دروغ‌های فروانی می‌گن چون از اصول شما سرپیچی کرده‌اند و البته نمی‌خواهند که عواقب آن رو متحمل شوند. می‌توانید آن‌ها رو سرزنش کنید؟

نحوه برخورد با کودک دروغگو

آنجلا کروسمن معتقد هستش، یکی از آسانترین روش‌ها و ترفند های تربیتی برای ممانعت از دروغگویی کودکان، اجتناب از بازخواست کودکان هستش. اگه مطمئن هستید که فرزندتون آخرین کلوچه رو خورده، لزومی نداره اون رو به چالش کشیده و ازش  بپرسید، تو آخرین کلوچه رو خوردی؟ همین سوال زمینه ‌ساز دروغی جزئی می‌شه، از آنجایی که احساس می‌کنه ممکنه به دردسر بیافته و قطعاً می‌خواد از دردسر اجتناب کنه، پس دروغ می‌گه. در عوض، بگید می‌دونم تو آخرین کلوچه رو خوردی، پس برای شام جا نداری و متاسفانه فردا هم از کلوچه خبری نیست.

نحوه برخورد با کودک دروغگو

راهکارهای برای کمک به ترک دروغگویی نوجوانان و کودکان

لی می‌گه هرگز به کودک خودتون نگید اگه حقیقت رو بگی عصبانی نمی‌شم، و بلافاصله پس از شنیدن حقیقت عصبانی بشید، این هم از موارد دیگری هستش که قطعاً باید از اون اجتناب بشه. والدین همواره این جملات و رفتار متناقض رو تکرار می‌کنند و ناخودآگاه به کودک آموزش می‌دهند که گفتن حقیقت مستلزم تنبیه هستش و بهتره دروغ بگویند. او همچنین در ادامه می‌گه، اگه کودک شما حقیقت رو بیان کرد، اون رو تشویق کنید و خطا و اشتباهش رو نادیده بگیرید.

اما وقتی که مچ کودک رو موقع دروغگویی گرفتید چه باید کرد؟ دکتر ویکتوریا تالوار، متخصص روانشناختی کودکان که از همکارون لی معتقده ابتدا، از آنجایی که دروغ با رفتاری اشتباه یا خطا همراه هستش، والدین باید این دو رو در ذهن خود از هم تفکیک کنند. فقط این مسئله رو در نظر بگیرید که فرزنداتان تلویزیون رو خراب کرده، و همچنین در وهله دوم این رو مد نظر داشته باشید که درباره آن دروغ گفته، اما هرگز هر دو رو با هم تلفیق نکنید چون از یکدیگر متفاوت هستند. اگر فرزند شما تلویزیون رو خراب کرده و صادقانه به آن اعتروف کرده، اگر چه اندکی دشوار هستش اما باید شجاعتش رو برای بیان حقیقت تحسین کنید، اگر چه دلتون می‌خواد اون رو خفه کنید😀😅! بهش بگید خوشحالم که گفتی تلویزیون رو شما خروب کردی اما هنوز ناراحتم.

راهکارهای برای کمک به ترک دروغگویی نوجوانان و کودکان

نحوه برخورد با کودک دروغگو

لی می‌گه، در مواجه با دروغ با آرومش برخورد کنید. از اهمیت صداقت با هم گفتگو کنید. فقط خطا و اشتباه رو مد نظر بگیرید و از انتظارات خودتون صحبت کنید، از اهمیت روستگویی فارغ از اتفاقی که رخ داده براش مثال بزنید. اهمیت اعتماد رو براش شرح بدید. لی درباره تنبیه کودکان برای دروغگویی هشدار می‌ده، به ویژه تنبیه کودکانی که در سنین پیش ‌از دبستان هستند، چون اون‌ها اغلب مفهوم صداقت رو درک نمی‌کنند. تنبیه اغلب نتیجه‌ایی معکوس در بر خواهد داشت، چون کودک متوجه می‌شه هنگامی که دیگران متوجه دروغگوییش بشن تنبیه خواهد شد، بنابراین با احتیاط بیشتری به دروغگویی ادامه می‌ده.

در عوض، راستگویی اون‌ها رو تحسین کنید و دائماً بر اهمیت صداقت و اعتماد تاکید کنید. به طور کلی تحقیقات لی و همکارانش بر این امر تاکید داره؛ کودکانی که در محیط‌های انظباطی بازدارنده رشد می‌کنند، که شدیداً به صورت کلامی یا فیزیکی تنبیه می‌شن، بیشتر از کودکانی که با خطاهای آن‌ها با ملایمت برخورد می‌شه، دروغ می‌گن. بنابراین رفتارهای سختگیرانه و تنبیهی از سوی والدین قطعاً بهترین روش برای پرورش کودکان صادق نیست.

خلاصه کلام اینکه، از بحث کردن و حتی بیان عواقب طبیعی دروغگویی برای پیشگیری از دروغگویی فرزندانتون نترسید. به دختر کوچولوی خودتون بگویدد اگه به دروغگویی ادامه بده، دیگه نمی‌تونید هیچ کدوم از حرف‌هاش رو باور کنید. و اگه فرزند شما مثل فرزند من، دستشویی رفتن رو بهانه نرفتن به تخت می‌کنه، بهش بگید فقط یک بار قبل از خواب می‌تونی به دستشویی بری اما زمان اون رو خودت انتخاب کن. و اگر هم به دستشویی نرفت یا به آن احتیاج نداشت، شاید مجبور شود تمام شب احساس ناراحتی کنه یا حتی جاش رو خیس کنه که در نهایت شاید درسی که احتیاج داره رو بگیرد.

نحوه برخورد با کودک دروغگو

علل دروغگویی نوجوانان و کودکان

اگه متوجه بشیم که دروغگویی نوجوانان و کودکان ناشی از مشکلات عمیق‌تری هستش، چه باید کرد؟ دروغگویی مفرط، به ویژه در نوجوانان می‌تونه ناشی از علائم اختلالات رفتاری، اختلال بیش‌فعالی ناشی از عدم توجه یا اختلال نافرمانی اعتراضی باشه، بنابراین اگر نگران هستید این موارد رو با مشاور در میان بگذارید. به طور کلی، لی معتقد هستش  نوجوانانی که از مشکلات رفتاری رنج می‌برند نه تنها دائماً دروغ می‌گن دروغگوهای ناشی هستند.

کروسمن معتقد هستش وقتی که فرزند شما به سن نوجوانی رسید و قوه درکش کامل و باهوش تر شد، باید به طور جدی باهاش از اهمیت صداقت صحبت کنید چون صداقت و احترام در جامعه از اهمیت ویژه‌ایی برخوردارند و این دو می‌تونند تناقض ایجاد کنند.

“چرا نسنجیده حرف می‌زنی” این جمله نفرت‌انگیزترین جمله‌ایست که در اغلب خونه‌ها شنیده می‌شه. چطور می‌شه در کمال صداقت این موقعیت رو کنترل کرد و در عین حال فردی بی‌ادب یا نامحترم یا ناسپاس نبود؟ باید درباره اهمیت صداقت با فرزندان خود صحبت کنید اما مراقب باشید که جوانب اعتدال رو رعایت کنید.

علل دروغگویی نوجوانان و کودکان

در نهایت و شاید مهمتر از تمام موارد ذکر شده: انتظار نداشته باشید که فرزند شما راستگو باشه حال آنکه خود شما نیستید. اگه درباره اهمیت صداقت با فرزند خود صحبت می‌کنید اما خودتون هر از گاهی برای خلاصی از برخی مشکلات دروغ‌های کوچکی می‌گید، فرزندتون هم یاد می‌گیره که دروغگویی یک استراتژی مفید هستش. بزرگسالان هم هر از گاهی بدون آنکه متوجه باشند به کودکان، دوستان یا والدین خودشون یا مشتریان خودشون دروغ می‌گن. و قطعاً فرزندان ما دوست دارند همه جا با والدین خود رقابت و از آن‌ها تقلید کنند. بنابراین دفعه بعد که مچ فرزند خود رو در حین دروغگویی گرفتید، از خود بپرسید شاید از من یاد گرفته و سپس بازخواستش کنید. با این وجود همیشه صادق بودن کمی دشوار است!

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما علل دروغگویی در دانش آموزان و بچه ها چیه؟ محیط آموزشی چه تاثییری در این موضوع داره؟ نظراتتون رو برای ما در آرمیک سافت بنویسید.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزندان در دنیای امروز

وقتی پدر و مادر ها در زندگی بچه ها دخالت می کنند وقتی برای سر و کله زدن با مشکلات خودشون ندارند. اما آیا بابا و مامان ها در دنیای مدرن باید خیلی تو زندگی بچه هاشون دخالت کنند؟ با آرمیک سافت همراه باشید تا جوابش رو پیدا کنید.

دخالت پدر و مادر در زندگی فرزندان در دنیای امروز

مامانی رو در نظر بگیرید که خسته و داغون شده و مادر دو تا بچه سه ساله هستش. اون به شغل درمانی، گفتار درمانی، فیزیوتراپی، آب درمانی، کلاس های شنا سه روز در هفته، باله، ژیمناستیک، آشپزی و فوتبال مشغوله.

و این وسط دغدغه های دیگه ای هم داره که در طول روز مدام ذهنش رو درگیر میکنه. که مثلا “امروز دخترم چی خورده؟، پسرم موقع زنگ تفریح کاپشن تن خودش کرد؟ درسش رو خوند و … “

با این همه درگیری های فیزیکی و ذهنی جای تعجبی وجود نداره که چرا این مادر احساس خستگی و درماندگی میکنه.

با وجود پیشرفت دنیای امروز و تکنولوژی پدر و مادر بودن نیاز به زمان و صرف انرژی بیشتری داره. در نتیجه فشار بیشتری روی والدین هستش و  بیشتر از قبل باید درگیر بشن. کارهای بیشتری برای انجام دادن هستش و فرصت های بیشتری برای قضاوت وجود داره.

دخالت والدین و اطرافیان در زندگی کودکان: تا چه حد؟

دکتر استف لی متخصص کودکان در جواب این سوا آؤمیک کودکان گفت: بعضی از این نگرانی ها مفید اند و بعضی از اون ها نه. آیا باید یه وقت هایی در مسائل دخالت کنید؟ بله. اما آیا باید سلامتی خودتون به عنوان یه فرد رو فراموش کنید؟ هرگز. مامان باباها وقتی نیاز های خودشون رو در نظر می گیرند وظیفه شون رو بهتر انجام میدن.

دخالت والدین و اطرافیان در زندگی کودکان

چالش ها

هر قدری هم که پدر و مادر ها نیاز خودشون برای صرف وقت شخصی رو انکار کنند، اما مادران معمولا این نیاز شخصی خودشون رو در نظر نمیگیرند و بعد ها پشیمون میشن.

با توجه به تحقیقات جدیدی که در اروپا انجام شد، ۵۳ درصد از مامان ها گفتند که برای خودشون وقت ندارند و به جای گذراندن وقت برای خودشون در زندگی بچه ها دخالت می کنند و مشغول اون هستند.

اگرچه همین مامان ها گفتند که ۷۳ درصد از بچه های همین مادر ها تو فعالیت های ورزشی شرکت می کردند و ۶۰ درصد از کودکان اون ها با هم سن و سالان خودشون در ارتباط اند. و ۵۴ درصد بچه های این پدر و مادرها تو فعالیت های هنری و کلاس های آموزشی شرکت می کردند.

فشار روی پدر و مادر ها

به نظر بعضی ها قبل از پیشرفت تکنولوژی والدین بودن صرفا زنده نگه داشتن کودک و برطرف کردن نیاز های اولیه کودک بود. اما در دنیای امروز اطلاعات و ترفند های تربیتی بسیار زیادی وجود داره که با دونستن اونها میفهمیم که چطور می تونیم بچه های بهتر و باهوش تری تربیت کنیم.

با توجه به گفته های روانشناس متخصص کودک و تربیت دکتر وندی والش، مشکل این نیست که در دنیای مدرن امروز از پدر و مادر ها خواسته زیادی وجود داره. مشکل اینجاست که جامعه والدین رو به انجام کاری که برای بچه ها بهتر هستش تشویق نمیکنه و همه به فکر منفعت خودشون هستند.

به گفته این روانشناس: والدین حالا باید به این واقعیت که جامعه و فرهنگ ما به این که چطور به اونها کمک می کنند اما در واقع نمی کنند برسند، بنابراین پدر و مادر در هر نوبت شکست خورده خواهند بود چون نمیتونند از پسش بر بیان.

فشار روی پدر و مادر ها

تربیت فرزندان: به قدر کافی والدین خوب بودن

ایده ی والدین به قدر کافی خوب بودن شاید کمی ایده آل گرایانه به نظر بیاد. اما باید بدونید که بچه ه در میان خلاء های ما بزرگ میشن. اونا حتی روزهایی که یادمون میره براشون میان وعده مدرسه بگذاریم یا کمی دیر دنبالشون میریم هم بزرگ میشن. به همین دلیل با وجود اشتباهات کم و بیش ما اکثر بچه ها مودب و خوب بزرگ میشن.

در واقع نباید به مامان باباها گفت که دخالت نکنند بلکه باید دست از سرزنش کردنشون برداریم و راه درست رو نشون بدیم بهشون.

مامان باباهای خوب نیاز نیست به مهارت های تربیتی خودشون شک کنند. چون مامان باباها در دنیای امروز میانگین پنج ساعت در طول روز زمان برای بچه ها زمان میگذارند که میانگینش یک ساعت و چهل و پنج دقیقه در دهه هفتاد میلادی بوده.

سعی کنید از زمانی که با بچه ها میگذرونید لذت ببرید و وقتی هم که اون ها در مدرسه یا کلاس هستند به فعالیت های شخصی مثل کتاب خوندن برسید.

نیازی به نگرانی نیست اما اگه بی ثباتی والدین مدرن برای زمانی که با بچه ها صرف می کنند منجر به اختلال رفتاری کودک بشه، نیازمند ارزیابی رویکرد خود در مورد تربیت هستند.

تربیت فرزندان: به قدر کافی والدین خوب بودن

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما دخالت پدر و مادر از نظر فیزیکی و روحی در امور بچه ها چقدر اشتباه؟ برای یه پدر و مادر عالی بودن باید چیکارا کرد؟ نظراتتون رو برای ما بنویسید.

۶ روش‌ برای ساکت نگه داشتن بچه‌های شلوغ و نا آرام در کلاس

کمی شیطنت امری عادیست، به ویژه در بین کودکان و نوجوانان. اما اگه بچه‌های کلاس شما بسیار ناآرام هستند، احتمالاً برای ساکت کردن و اداره آن‌ها متحیر شدهید. در این مطلب از آرمیک سافت قانون‌هایی در جهت مدیریت و کنترل کلاس شلوغ در اختیارتون قرار می‌دیم.

چگونه کلاسی ساکت داشته باشیم؟

روش‌های ساکت نگه داشتن بچه‌های شلوغ و نا آرام

۱. بچه‌ها را ترغیب کنید تا از سبک زندگی سالم پیروی کنند

از جمله روش‌های کنترل دانش‌آموزان شلوغ در کلاس این هستش که بچه‌ها رو تشویق کنید تا به اندازه کافی ورزش کنند. یکی از عوامل محرک در نا آرامی کودکان کمبود فعالیت‌های ورزشی هستش. کودکان باید روزانه حداقل ۶۰ دقیقه یا بیشتر فعالیت ورزشی انجام بدند. هرگونه فعالیت ورزشی که ضربان قلب کودک رو افزایش بده منجر به تخلیه انرژیش می‌شه و اجازه می‌دهتا در کلاس درس بیشتر تمرکز کنند.

ساکت نگه داشتن بچه های بی آرام

توجه داشته باشید کودکان باید بازی و ورزش‌هایی را انجام بدن که شامل فعالیت‌های بدنی زیادی باشه، همچون گرگم به هوا و فوتبال. حتی می‌تونید اون‌ها رو تشویق کنید که طناب‌بازی کنند، راه رفتن حیوانات رو تقلید نمایند، شنا بروند یا در اطراف پارک بدوند. قبلا درباره ورزش با بچه ها مفصل توضیح دادیم.

۲. بچه‌ها را به پیروی از برنامه غذایی سالم تشویق کنید تا کلاسی ساکت داشته باشید

بی‌قراری و عدم تمرکز برخی از بچه‌ها احتمالاً می‌تونه ناشی از برنامه غذایی نامناسب باشه. غذاهای مملو از شکر از قبیل نوشابه و شیرینی موجب اختلال در فعالیت کودکان و تحلیل انرژی اون‌ها می‌شه. برنامه غذایی سالم که سرشار از میوه، سبزیجات، غلات کامل و گوشت کم‌چرب باشه به تمرکز بچه‌ها کمک می‌کنه. با تشویق والدین به پیروی از اینگونه برنامه‌های غذایی مطمئن بشید که مواد غذایی لازم جهت تامین انرژی روزانه کودکان فراهم می‌شه.

روش های ساکت نگه داشتن کلاس

جهت تامین آرامش کلاس از والدین درخواست کنید تا به جای خوراکی‌های پر از شکر، میان‌وعده‌های مناسب همچون نان و پنیر کم‌چرب، بیسکوئیت‌های تهیه شده از سبوس گندم، آجیل یا مغزها و هویج را برای زنگ تفریح کودکان در نظر بگیرند.

۳. مطمئن بشید که فعالیت‌های کلاس به قدر کافی جذابیت دارند

گاهی بی‌قراری کودکان ناشی از فعالیت‌های کسالت‌بار کلاس هستش. همواره چند گزینه رو مد نظر داشته باشید تا در صورت کسالت‌بار بودن یکی، برنامه دیگری رو امتحان کنید. فعالیت‌های پرانرژی مثل طناب‌بازی و گرگم‌به هوا کمک می‌کنه تا انرژی مضاعف اون‌ها تخلیه بشه. فعالیت‌های همچون کتاب‌خوانی، بازی با اسباب‌بازی، پازل و رنگ‌آمیزی رو هم همواره مدنظر داشته باشید.

روش کنترل کلاس شلوغ

۴. برای اداره کلاس شلوغ فعالیت‌های تک به تک و فردی مهم اند

گاهی بچه‌ها احساس می‌کنند به قدر کافی به اون‌ها توجه نمی‌شه، پس رفتارهای خاصی از خود نشان می‌دهند. شاید اگر کمی به آن‌ها توجه بشه رفتارهای معقول‌تری داشته باشند. اگر بچه‌ها کسل به نظر می‌رسند، از آن‌ها سوال کنید آیا خسته‌اند؟ حتی می‌تونید بچه‌ها رو تشویق کنید تا با هم فعالیت‌های مشترک انجام بدید. بچه‌ها رو تشویق کنید تا احساسات خودشون رو با شما در میان بگذارند.

کنترل دانش آموزان شلوغ در کلاس

۵. برای مدیریت کلاس شلوغ تمرین‌های آرامش‌بخش انجام بدید

از دیگر عواملی که منجر به ناآرامی و شلوغی کودکان می‌شه اضطراب و افسردگی هستش. برای ایجاد آرامش و کاهش استرس، تمرینات ذهنی مثل مدیتیشن و کنترل تنفس رو به اون ها آموزش بدید. این تمرین‌ها به اون ها کمک می‌کنه تا استرس خودشون رو کنترل و روی درس تمرکز کنند.

تمرینات ذهنی بهترین روش برای کنترل حواس‌پرتی و افزایش تمرکز هستند.

در عین حال تمرینات یوگا و مدیتیشن به آرامش و ساکت ماندن بچه ها در کلاس کمک می‌کنند. اگر کودکی مضطرب به نظر می‌رسه، به طور خصوصی درباره اضطرابش باهاش صحبت کنید. حتی در موارد حاد لازم هستش با مشاور حرفه‌ایی مشورت بشه.

چگونه کلاسی ساکت داشته باشیم

۶. مواردی که موجب حواس‌پرتی دانش‌آموزان در کلاس می‌شه رو حذف کنید

ناآرامی و بی‌قراری ممکن هستش نتیجه حواس‌پرتی‌های خارجی باشه. به عنوان مثال، عوامل خارجی مثل موسیقی، تلویزیون یا سروصدای بیرون گاهی باعث حواس‌پرتی و عدم تمرکز در کلاس میشه. اگه می‌خواید بچه‌ها در کلاس آرام و ساکت باشند، عوامل مزاحم رو حذف کنید. وسایل صوتی و تصویری رو خاموش کنید و محیطی بی‌سروصدا و نسبتاً آرام ایجاد کنید.

اگر صداهای بیرون موجب حواس‌پرتی می‌شه، برای تمرکز روی درس اون‌ها رو تشویق کنید تا از هدفون استفاده کنند.

ناآرامی و بی‌قراری ممکن هستش نتیجه حواس‌پرتی‌های خارجی باشه. به عنوان مثال، عوامل خارجی مثل موسیقی، تلویزیون یا سروصدای بیرون گاهی باعث حواس‌پرتی و عدم تمرکز در کلاس میشه. اگه می‌خواید بچه‌ها در کلاس آرام و ساکت باشند، عوامل مزاحم رو حذف کنید. وسایل صوتی و تصویری رو خاموش کنید و محیطی بی‌سروصدا و نسبتاً آرام ایجاد کنید.

چگونه کلاس شلوغ را اداره کنیم

اگر صداهای بیرون باعث حواس‌پرتی می‌شه، برای تمرکز روی درس اون‌ها رو تشویق کنید تا از هدفون استفاده کنند.

برخی اسبا‌ب‌بازی‌ها و ابزارها موجب بی‌قراری بچه‌ها می‌شن و کمکی به رشد ذهنی اون‌ها نمی‌کنند. این مدل اسباب‌بازی‌ها برای کودکانی که مبتلا به اختلالات رفتاری نیستند مفیدند، اما برای کودکان بی‌قرار و ناآرام بیشتر از آنکه مفید باشند، مضرند پس سعی کنید از بازی های ساختاری استفاده کنید.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

در آخر پیشنهاد می کنیم برای مدیریت هر چه بهتر کلاس، راهکارها و قوانین موثر برای کلاس خودتون رو پیدا کنید. نظرات و پیشنهاد شما همیشه در آرمیک سافت با دقت بررسی میشه پس حتما برامون بنویسید.

مشکل دوست یابی و اختلال اجتماعی در کودکان

دختری رو در نظر بگیرید که شرکت خودش رو تاسیس کرده، و در زمان مدرسه همیشه ورزش های انفرادی رو ترجیح داده و شاید پدر و مادرش این نظر رو داشتن که دخترشون بیشتر از سنش میفهمه. این کودک کتاب خوندن رو به بازی کردن با هم سن و سالاش ترجیح میده. زنگ خطر زمانی زده شد که معلم مدرسه کودک به مادرش گفت که ماندانا به همکلاسی هاش پول توجیبیش رو داده تا بگذارن باهاشون بازی کنه.

مشکل دوست یابی و اختلال اجتماعی در کودکان

هنوز هم در سن بالا ماندانا با اینکه در دانشگاه تدریس میکنه مشکل دوست شدن و آشنایی با آدم ها رو داره. اون تولد و مهمانی دعوت نمیشه و به جز دوستان و آشنایان اکثر مواقع تنها هستش.

در واقع برای هر پدر و مادری دیدن صحنه تنها بازی کردن کودک و اینکه بچه دوست و همبازی نداره سخته. اعتراف این موضوع که بچه من در دوستیابی مشکل داره و ضعیفه سخت اما لازمه. اگه از آدم ها بپرسید که یکی از فاکتور های موفقیت چیه میگن دوستی و کودکی شاد.

مشکل دوست یابی کودک و راه حل

مسئله دوست یابی و انتخاب دوست بعد از سلامتی و وضعیت تحصیلی در رده سوم نگرانی والدین قرار داره .

تا به امروز باور عمومی این بود که انسان ها مهارت دوست یابی رو به صورت غریزی یاد می گیرند اما تحقیقاتی ثابت کرد که مشکلات پیدا کردن دوست و هم بازی برای بچه ها رو باید در سن کم ریشه یابی و حل کرد.همونطور که آموزش الفبا به کودکان برای بعضی از پدر و مادر ها سخته و بچه ها نمیتونن باهاش ارتباط برقرار کنن، اما با گذشت زمان و با روش آموزشی مناسب مشکلشون برطرف میشه. اختلال اجتماعی هم مثل همه مشکلات تربیتی راه حل داره.

همونطور که میدونید ۷۵ درصد مکالمات رو حالات چهره و ۲۵ درصد رو حرکت سایر اعضای بدن تشکیل میدن و اگر کسی مشکلی تو این حیطه داشته باشه کارش سخت میشه.

قبلا روش های مقابله با اختلال اجتماعی فقط برای کودکان دچار اتیسم استفاده میشد اما امروزه این روش ها برای کودکان و بزرگتر ها توصیه میشن.

چرا دوست پیدا کردن برای برخی از کودکان مشکل است؟

آموزش دوستیابی به کودکان

با توجه به گفته های خانم میشل گارسیا وینر، پاتالوژیست زبان دلیل اینکه برخی از افراد در برقراری ارتباط با انسان ها دچار مشکل هستند، ایه که اون ها با مهارت های اجتماعی کمتر از جمله دوستیابی متولد شدند، که بلد نبودن این مهارت ها میتونه باعث افسردگی و مشکلات دیگه هم بشه.

در آزمایشی ۳۰ دانش آموز با تیم های سه نفره در یک محیط کنار هم قرار داده شدند. نتیجه نشان داد که بیشتر آن ها خیلی راحت با همکلاس هایشان ارتباط برقرار کردند. اما برخی از بچه ها نمی توانستند ارتباط برقرار کنند، میشل گفت مه دیدن احساس پس زده شدن توسط بچه ها گاهی قلب ها رو میشکونه. اونها ممکنه در طول زمان در مدرسه شگفت زده بشن و بتونند به افسردگی و اضطراب بپردازند. هدف این نیست که این بچه ها شروع به “باحال شدن” می کنند، اما فقط برای کمک به آنها احساس می شه.

بچه ها نباید به تنهایی به مقابله با اختلال اجتماعی و مشکل دوست یابی بپردازند و بابا و مامان ها باید باهاشون همراه بشن. یادتون باشه که هیچوقت برای یاد گرفتن مهارت های اجتماعی دیر یا زود نیست. خوشبختانه مغز بسیار قابل انعطاف هستش. گاهی اوقات آموزش مهرت اجتماعی بهترین راه برای استفاده از تماس چشمی و یا استفاده از زبان بدنی به کودکان ساده هستش.

کم داشتن دوست در کودک باعث افزایش افسردگی و استرس میشه.

برای مثال، در پارک کودک بسیاری از این کودکان در حاشیه بازی قرار دارند یا تمایل دارند دور از گروه باشند و نمی خواهند بخشی از آن گروه باشند.آموزش کودکان برای برقراری ارتباط از طریق بدن و شانه به سمت گروه و لبخند به سمت بچه های دیگر می تواند به اندازه کافی برای اجازه دادن به فرزندان دیگه بفمونه که می خوان بخشی از اون باشند.

این امر می تونه کمک کنه اگه اطفال بیشتر درباره دوستی یاد بگیرند؛ چون حالا باید با توجه به رسانه های اجتماعی، یاد بگیرند که با عقب نشینی و رد صلاحیت در دنیای امروز زودتر به مقابله با رسانه های اجتماعی کمک کنند.

دوست یابی را به بچه هایمان بیاموزیم

درسته که برخی از کودکان مهارت های اجتماعی رو درست مثل هر چیز دیگری مثل املاء می گیرند. بعضی از اونها باید از بسته بندی خارج شده و توضیح داده بشند تا اونها بتونند یاد بگیرندش. دیدن بیشتر آموزش های دوستی در مدارس میتونه خیلی خوب باشه.

توسعه کمک به کودکان برای پرورش مهارت های هوش هیجانی از طریق دوستی، به اندازه آموزش خواندن، نوشتن و ریاضی بسیار مهمه.

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

تو این مطلب و در وبلاگ آرمیک سافت سعی کریم بهتون درباره مشکل دوست یابی بچه ها اطلاعات بدیم. نظر و راه حل پیشنهادی خودتون رو برای ما بنویسید.

راهکارهایی برای تربیت کودک از بدو تولد

رفتارهای کودک باعث شرمندگی نیستند و حتی احتیاجی به تنبیه ندارند. گاهی گریه برای جلب توجه، جیغ برای خواب یا دستور برای کاری، منجر به محدودیت‌های دائمی بیشتر می‌شه. در واقع کودک نوپا شما برای سنجش استقلال خودش این کارها رو انجام می‌ده. انگیزه کودک شما مقاومت در برابر محدودیت‌هاست، در عین حال می‌خواد مطمئن بشه که اوضاع رو کنترل می‌کنه. البته جای شک نیست که کودک از بدو تولد به تربیت احتیاج داره. همانطور که مادگا گربر متخصص اطفال می‌گه: عدم وجود قوانین برای انظباط مهربانی در حق کودک نیست، بلکه غفلت و اهمال کاری هستش.

راهکارهایی برای تربیت کودک از بدو تولد

کلید انظباط سالم و موثر نگرش ماست. نوباوگی فرصتی عالی برای تمرین مهارت‌های ترتیب کودک هستش که منجر به تربیت صادقانه، مستقیم و دلسوزانه فرزندان در سال‌های پیش روی اون‌ها می‌شه.

در وبلاگ آرمیک به چند مورد از کلیدهای رفتار با کودکان اشاره می‌کنیم:

تربیت کودک ۳ ساله

با محیطی قابل پیش‌بینی و انتظارات واقعی شروع کنید. برنامه‌ایی قابل پیش‌بینی و روزانه باعث می‌شه تا کودک شما بدونه چه انتظاری ازش دارید. این امر آغاز فراگیری انظباط هستش. خانه، ایده‌آل‌ترین مکان برای نوزادان و کودکان هستش که باید اکثر وقت خودشون رو در آن سپری کنند. البته، گاهی باید از دستورات ما پیروی کنند، اما نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت که در مهمانی‌های شام، تمام بعدازظهر در فروشگاه یا روزهای خسته کننده کاملاً درست رفتار کنند.

تربیت کودک ۴ ساله

نترسید یا بدفتاری‌ها را شخصی نکنید. هنگامی که کودکان در کلاس من رفتارهای مسخره انجام می‌دهند، اغلب والدین نگران می‌شن که مبادا کودک آن‌ها بی‌ادب، قلدر یا پرخاشگر قلمداد بشه. وقتی که والدین ترس‌های خودشون رو آشکار می‌کنند، کودک شخصیت منفی رو به خودش می‌گیره یا حداقل استرس والدین بهش منتقل می‌شه، که اغلب موجب تشدید رفتار منفی می‌گرده. به جای انگ زدن به کودک، با بی‌تفاوتی از کنار رفتار نادرست کودک رد بشید تا احتمال وقوع مجدد بدرفتاری را در نطفه خفه کنید. اگر کودک توپ رو به صورت شما پرتاب کرد، آزرده نشید. او به دلیل تنفر از شما توپ رو پرتاب نکرده، و البته او کودک بدی نیست. فقط محدودیت‌هایی لازم داره و ترفند های تربیتی نیازه.

طریقه برخورد با کودک

مثل یک مدیر عامل، در کمال آرامش و سریع واکنش نشون بدین. تعیین محدودیت و بیان اون با لحنی آرام و صحیح امریست که مستلزم تمرین هستش. اخیراً والدینی که با این چالش دست و پنجه نرم می‌کنند رو تشویق میکنیم تا تصور کنند مدیری موفق هستند و کودک اون ها کارمند زیردست آنهاست. مدیران موفق اشتباهات دیگران رو در کمال اعتماد به نفس و آرامش تصحیح می‌کنند و دستورات کارآمد صادر می‌کنند. آن‌ها لحنی مردد و پرسشگرانه ندارند، عصبانی و احساساتی نمی‌شوند. کودک باید حس کنه که رفتارش ما رو عصبی نکرده یا درباره تعیین قوانین مردد نیستیم. اگر کودک حس کنه که مسئولیت خودش رو در کمال آرامش انجام می‌دیم اون هم احساس آرامش خواهد کرد.

طریقه برخورد با کودک

روانشناسی دختران و پسران

سخنرانی، واکنش‌های احساسی، سرزنش یا تنبیه فایده‌ایی برای تربیت کودک دختر یا پسر نداره و فقط احساس گناه و شرمندگی رو براش در بر خواهد داشت. تمرینی بر پایه حقیقت: فقط بگید، اجازه نمی‌دم آن کار رو انجام بدی. اگر دوباره اون رو پرتاب کنی، باید ازت بگیرمش. در هر حال سریع واکنش نشون بدین. اگر بلافاصله واکنش نشان ندید، دیر می‌شه و باید منتظر دفعه بعد باشید.

تربیت کودک در خانواده

در قالب اول شخص صحبت کنید. والدین عادت دارند خود را مامان یا بابا خطاب کنند. کودکی مناسب‌ترین زمان برای ارتباطی صادقانه و مستقیم با کودکان هستش. کودکان برای درک قوانین محدودیت‌ها رو آزمایش می‌کنند. وقتی که می‌گیم مامان دوست نداره شما به سگ لگد بزنی²، این واکنش غیرمستقیم بوده و مورد نیاز کودک ما نیست.

نحوه برخورد با جیغ زدن کودکان

مهلت تعیین نکنید. همیشه درباره تکه کلام مشهور استادمان فکر می‌کنم که با لحنی مادربزرگانه و آن لهجه مجارستانی می‌پرسید، مهلت برای چی؟ مهلت برای زندگی؟ ماگدا به زبانی صریح و صادقانه بین کودک و والدین معتقد بود. و اعتقادی به حقه و ترفند نداشت، به ویژه با کنترل رفتار کودک یا تنبیه مخالف بود. اگر کودک شما در مکانی عمومی بدرفتاری کرد یا جیغ کشید، احتمالاً حاکی از آن هستش که خسته شده، کنترلش رو از دست داده و باید به خانه بازگرده. او رابغل کرده و فوراً به خانه ببرید، حتی اگر جیغ می‌کشه یا لگد می‌زنه، رفتن به خانه تنها روش محترمانه‌ حل و فصل این قضیه هستش. گاهی کودک در خانه کج‌خلقی می‌کنه که باید به اتاقش برده بشه تا حالات نوسانیش رفع بشه و حتی گریه کنه تا آرامش خودش رو باز پیدا کنه. قطعاً این موارد تنبیه در نظر گرفته نمی‌شند بلکه مسولیت‌ پذیری محسوب می‌گردند.

تاثیر تربیت در رشد کودک: عواقب

کودکان وقتی انظباط رو یاد می‌گیرند که عواقب طبیعی رفتار خودشون رو تجربه کنند، نه اینکه تنبیهی غیرمرتبط با رفتار خودشون رو دریافت کنند. اگر کودک شما غذا رو از دهانش بیرون پرتاب می‌کنه، قطعاً سیر شده. اگر از لباس پوشیدن امتناع می‌کنه، نمی‌خواد امروز به پارک بره. این پاسخ‌های منطقی در خور والدین، حس عادل بودن والدین رو به کودک القا می‌کنه. احتمالاً کودک واکنش منفی نسبت به عواقب امر نشون می‌ده، اما احساس شرم یا سرخوردگی نمی‌کنه.

تربیت بچه

کودک رو از گریه کردن منع نکنید. رفتار کودکان باید طبق قاعده باشه، اما باید به آن‌ها اجازه داد تا در صورت تعیین محدودیت‌ (یا هر امر دیگری) پاسخ‌های احساسی بروز بدن، حتی اون‌ها رو تشویق کرد تا احساس خودشون رو نشون بدن. کودکی زمان بروز احساسات شدید و تضادهای درونی هستش. کودکان باید خشم، ناتوانی، خجالت، خستگی و ناامیدی خودشون رو بروز بدن، به ویژه اگر به دلیل تعیین برخی محدودیت‌ها نتونند به خواسته‌های خودشون دست پیدا کنند. کودک باید آزادانه و بدون ترس از قضاوت ما احساس خودش رو بیان کنه. شاید باید به بالشت مشت بزنه، یک بالشت در اختیارش قرار بدیئ.

تربیت بچه

روانشناسی کودک میگه عشق بدون قید و شرط

دریغ کردن محبت اگر به عنوان ابزار انظباطی استفاده بشه، به کودک یاد می‌ده که عشق و حمایت ما ناشی از بروز بدرفتاری زود گذر خود اوست. اما چطور حس امنیت را در او پرورش دهیم؟ در مقاله الفی کوهن در مجله نیویورک تایمز اومده : وقتی که والدین به کودک می‌گن اگر به حرفهام گوش بدی دوستت دارم، به کودک آسیب رسونده و حاکی از اون هستش که رفتارهای من مشروط به رفتارهای توست، که این امر منجر به تربیت کودکی آزرده، بی‌اعتماد و متنفر از والدین، تقویت حس گناه، شرم و بی‌ارزشی در کودک می‌گرده.

 تربیت کودک ۳-۴ ساله

کتک زدن، ابداً! آسیب زننده‌ترین رفتار به ارتباط و اعتماد تنبیه بدنی هستش. تنبیه بدنی منجر به رفتارهای خشونت‌بار بیشتر می‌گرده. در مقاله آلیس پارک که در مجله تایمز به چاپ رسیده درباره تاثیرات بلند مدت تنبیه بدنی اینچنین اومده: قوی ‌ترین شواهد حاکی از آن هستش که پاسخ‌ کوتاه مدت کودکان در برابر تنبیه بدنی باعث تکرار آن رفتار در درازمدت می‌شه. از رفتار ۲۵۰۰ نفری که مورد مطالعه قرار گرفتند، مشخص شد کودکانی که در سن ۳ سالگی دائماً تنبیه بدنی می‌شدند در سن ۵ سالگی پرخاشگر و ستیزه‌جو بودند.

کتک زدن عمدی کودک از روی عشق نیست. متاسفانه کودکان مرزی بین این دو قائل نیستند.

عشق به کودک به معنای خوشنود کردن دائم او و اجتناب از تربیتش نیست. گاهی برای خود ما هم نه گفتن به کودک دشوار هست اما باید گفته و به آن عمل بشه.

کودکان مستحق پاسخ‌های صریح و صادقانه ما هستند تا فرق بین درست و غلط دریابند و احترام گذاشتن و مورد احترام قرار گرفتن رو یاد بگیرند. مادگا گربر در مقاله‌ایی موسوم به والدین عزیز با کودک خود محترمانه برخورد کنید، آورده که: هدف از تعیین قوانین برای کودکان پرورش انظباط درونی، اعتماد به نفس و برخورداری از لذت همکاری هستش.

 تربیت کودک 3-4 ساله

نظر و پیشنهاد شما چیه؟

به نظر شما بهترین روش برای تربیت کودک از بدو تولد چیه؟ تجربه هاتون رو با ما و سایر پدر و مادر ها به اشتراک بگذارید.